آموزشیاخبار

رهبری تحو ل آفرین

رهبري تحولي وقتي روي مي دهد كه رهبر و پيرو يكديگر را به سطوح بالاتر ارزش ها و انگيزه ها ببرند و اين محصول تأثير تحولي متقابل رهبران و پيروان است

رهبري تحولي با قلب و ذهن ديگران سر وكار دارد.رهبر تحولي به همه مشارکت كنندگان كمك مي كند تا رضايت، انگيزش و احساس موفقيت بالاتري داشته باشند.رهبري تحولي بيش از آنكه به كنترل مستقيم نياز داشته باشد به اعتماد، توجه به ديگران و تسهيل كارها نياز دارد .

شاخصه هاي رهبر تحولي:

  • بصيرت بلند مدت،
  • توانمند كردن افراد،
  •  مربيگري،
  • توسعه ديگران و چالش فرهنگي براي ايجاد تغيير در رهبري تحولي قدرت رهبر از ايجاد درك متقابل و اعتماد ناشي مي شود.

سوالات مهم

  • رهبري تحول آفرين چيست؟
  •  چگونه به كار گرفته مي شود؟
  •  نقاط قوت و ضعف كليدي نظريه رهبري تحولي چيست؟

در عصر حاضر روند دگرگونی ها و تنوع ابزار مورد استفاده در جریان زندگی هر روز بیشتر می شود و سرعت تغییرات و دگرگونی به اندازه ای است که هیچ یک از افراد بشر حتی در یک قرن گذشته پیش بینی چنین تغییراتی را نمی کرد. رقابت جهانی و تجارت رو به رشد در شرق و غرب، درکشور های توسعه یافته و در حال توسعه فضای به شدت ناپایداری برای تمامی کسب و کار ها ایجادکرده است. برای مقابله با این محیط نامطمئن و تغییرات مستمر، نیاز به افرادی در نقش رهبر به شدت احساس می شود. جهان نیازمند رهبرانی تحول گرا است. اقدامات رهبری تحول گرا این امکان را به سازمان ها می دهد تا به هنگام رقابت در یک محیط متلاطم و غیر قابل پیش بینی عملکرد خود را ارتقا دهند. هنگامی که اجزای رهبری تحو لگرا به عنوان مکمل سایر اقدامات رهبری به کار می رود، می تواند به یک منبع مزیت رقابتی برای سازمان تبدیل شود و استفاده از این مزیت رقابتی می تواند کمک قابل توجهی در رقابت استراتژیک و کسب بازده بالاتر در کوتاه مدت و بلند مدت کند. در واقع بدون رهبری تحو لگرا ی اثر بخش، احتمال اینکه سازمان بتواند به هنگام روبه رو شدن با چالش های اقتصاد جهانی به عملکرد برتر و حتی رضایت بخش دست یابد، کاهش خواهد یافت.

در پژوهش­های جدید مدل های نوین رهبری از جمله:

  • رهبری تحو ل آفرین،
  •  رهبری پرجاذبه
  • رهبری بصیر

به شدت توجه مدیران و محققان را به خود جلب کرده است.

رابینز این نظریه ها را با عنوان نظریه های نئوپرجاذبه تقسیم بندی کرده و بیان می کند که این نظریه ها به رفتار های نمادین عاطفی رهبران تأکید دارند و سعی می کنند توضیح دهند که چگونه بعضی از رهبران قادرند که میزان تعهد پیروان خود رابه صورت  فوق العاده افزایش دهند.او می­گوید: چنین رهبرانی موجب عملکرد فوق العاده پیروان خود می شوند و فرایند تغییر افراد و سازمان را تسهیل می کنند.

دراین میان دیگرانی نیز وارد شده اند مثلاً در نتیجۀ پژوهش ایزنباخ، واتسون و پیلایی مشخص شد که رهبران تحول گرا با توجه به موقعیت موجود برای سازمان یا واحد سازمانی خود چشم اندازی جذاب، واقعی و باور نکردنی از

آینده ایجاد می کنند و موجب اجرای موفقیت آمیز تغییرات سازمانی می شوند. پس ایجاد تغییر از جنبه های مهم سبک رهبری تحول گرا می باشد.

محققان بر این باورند که رهبران تحول گرا موجب ایجاد تغییر در پیروان خود خواهند شد. بس همچنین بر این مورد نیز تأکید دارد که رهبران تحول گرا موجب تغییر در فرهنگ سازمانی خواهند شد، البته در این مورد تأکید اصلی بس بر فرایند انگیزش پیروان است. مواردی که موجب تغییر در پیروان می­شود به طور مشخص بر فرایند تغییر سازمان می باشد.

این سخنان در حالی مطرح می شوند که برنز اظهار داشته رهبری تحول گرا در ارتباط با تغییر اجتماعی و سازمانی است و به همان نسبت موجب تغییر در تفکر و وضعیت انگیزشی پیروان خواهدشد.

یادآوری می شود نظریه رهبری تحولی توسط برنز مطرح و از سوی بس توسعه یافته است وی در تحقیق توصیفی در باره رهبران سیاسی مفهوم رهبری تحولی را معرفی کرد؛ ولی هم اکنون این مفهوم در بحث روان شناسی سازمانی نیز به همان خوبی استفاده می شود.

برنز مابین رهبری معمولی تبادلی) که در قبال کار و تعهد کارکنان پاداش تبادل می­کند) و رهبری فراتر از معمول (تحولی) که با پیروان درگیر در کار می شود، بر نیازهای مرتبه بالاتر درونی تمرکز می کند و حس آگاهی درباره دستاوردهای خاص و راه های جدید کسب دستاوردها را برمی انگیزد، تفاوت قائل می شود. صاحب نظران دیگر نیز این نظر را تأیید می کنند.

رهبر تحولی تعریف دوباره مأموریت و بصیرت را تسهیل می کند، تعهد افراد را نوسازی و سیستم های آنان را برای تکمیل هدف های دوباره ساختاردهی می کند. رابطه رهبر با پیرو انگیزش دو جانبه است که پیروان را تا سطح رهبران بالا می برد. ممکن است که رهبران تولی به اقطاب اخلاقی ومعنوی تبدیل شوند. بنابراین رهبری معنوی باید بر اساسی معنوی بنا شود.

مطابق نظر برنز، رهبری تحولی وقتی روی می دهد که رهبر و پیرو یکدیگر را به طرف  سطوح بالاترارزش ها و انگیزه­ها ببرند و این محصول تأثیر تحولی متقابل رهبران و پیروان است.

برنز مفهوم رهبری تحو ل آفرین را در دو سطح خرد و کلان مدنظر قرار داد. این مفهوم در سطح خرد می تواند تنها بین چند نفر جریان یابد، در حالی که در سطح کلان ناظر بر بسیج منابع قدرت و ایجاد تحول در کلیت و شاکله نظام اجتماعی است.

از نظر برنز، رهبری تحو ل آفرین در مقایسه با رهبری تبادلی از اقتدار به مراتب بیشتر و فرایند پیچیده تری برخوردار است. بس در تألیفات بعدی خود جوهره مفهومی رهبری تحول آفرین را چنین توصیف می کند:

رهبری تحول آفرین به عملکرد رهبری اطلاق می شود که درصدد است از طریق »نفوذ آرمانی (کاریزما) الهام بخشی، ترغیب ذهنی و حمایتهای توسعه گرا، پیروان را درمداری فراتر از منافع زودگذر شخصی به حرکت وادارد. این رهبری پیروان را به گونه ای ارتقا می دهد که به سطوح بالاتری از نگرش­ها، گرایش­ها و آرمانها دست یابند؛ اهتمام فراوانی را برای رسیدن به دستاوردهای برتر و احراز خودشکوفایی به کار بندند و به تعالی سازمان و جامعه بیندیشند.«

بس رهبر تحو ل آفرین را فردی تعریف کرد که پیروان را بر می­انگیزاند تا کاری انجام دهند که بیش از انتظار اولیه آنهاست.

بس با استناد به یافته­های برنز مفهوم توسعه یافته­تری از رهبری تحو ل آفرین را ارائه کرد که برخلاف نظر برنز که دو مفهوم رهبری تبادلی و رهبری تحول آفرین را غیر قابل جمع و دو حد نهایی و متضاد یک طیف قلمداد می کرد، بین این دو مفهوم پیوند قائل شد و بر این نظر بود که رهبر در موقعیتی تبادلی و در موقعیت دیگر می تواند تحو ل آفرین باشد. وی در آثار بعدی خود، رهبری تحو ل آفرین را مکمل رهبری تبادلی قلمداد کرد.

مفروضات رهبری تحول آفرین

  1. در این نوع رهبری، افراد می توانند بر همتایان و مافوق ها، مانند زیر دستان اثر گذاری داشته باشند؛
  2. این نوع رهبری می تواند در فعالیت های روزمره مردم عادی نیز اتفاق بیفتد؛ ولی این امر عادی و رایج نیست
  3. فرایند رهبری تحول گرا ریشه در ارزش ها و عقاید شخصی رهبر دارد؛ ولی در این فرایند، دیگر کالایی میان مافوق و زیر دستان رد و بدل نمی شود.
  4. چنین رهبرانی از عمیق ترین ارزش های شخصی خود مانند: عدالت، انصاف، صداقت وشرافت الهام می گیرند. برنز از این ارز شها به عنوان ارزش های نهایی یاد می کند. وی می گوید: ارزش های نهایی به گونه ای هستند که بر سر آنها نمی توان چانه زنی کرد و یا مبادله ای انجام داد.
  5. رهبران تحول گرا با ابلاغ ارزش های نهایی به عنوان استانداردهای شخصی موجب ایجاد هماهنگی و یکپارچگی در میان پیروان خود می شوند و مهمتر از آن، مقدمات تغییر هدف ها و باور های شخصی پیروان در مسیر اهداف سازمانی را به وجود می آورند.

ابعاد رهبری تحول آفرین

در یک جمع­بندی کلی، بس نظریه رهبری تحو ل­آفرین را براساس چهار بنیان یا عامل کلی بنا می نهد که عبارتند از:

  1. کاریزما یا نفوذ اید ه آل گرا (آرمانی)
  2. انگیزش الهام بخش
  3. ترغیب ذهنی
  4. ملاحظات فردی

در اینجا لازم است یاد آوری شود که برابر نظر بس، هر چهار دسته این عوامل در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند و در مجموع وجه ممیزه رهبری تحو ل آفرین را تشکیل می دهد.اگرچه بیشتر محققان عوامل تشکیل دهنده رهبری تحو ل آفرین را به چهار دسته تقسیم می­کنند. اما  لیتود و جانتزی این ویژگی ها را در شش مورد بیان می کنند.

مدل شش عاملی لیتود در تناظر با  مدل چهار عاملی

مدل شش عاملی لیتودمدل چهار عاملی بس
بناکردن بصیرت و اهداف1.نفوذ آرمانی: بصیرت پرجاذبه که پیروی دررفتار را به دیگران القاء می کند
فراهم کردن زمینه ترغیب ذهنی2.انگیزش و الهام بخش: ایجاد ظرفیت برای وفاداری به بصیرت
حمایت فردی از افراد3. ترغیب ذهنی: تلاش برای ابداع و نوآوری
نماد سازی رفتار و ارزش های حرفه ای4.ملاحظات فردی: مربی­گری و توجه به نیازهای فردی پیروان
توصیف و تشریح انتظارات عملکردی 
ساختار سازی برای ایجاد مشارکت در تصمیمات

خلاصه نتایج تحقیقات در باره رهبری تحول آفرین

نتایج دیگری از تحقیقات درباره رهبری تحولی در طی ده های قبل حاصل شده است که برخی ازآنها عبارتند از:

  1. عملکرد فوق انتظار حاصل از رهبری تحولی
  2. نفوذ آرمانی، اعتماد و اعتماد به نفس ایجاد و مدل نقشی مقلد
  3. رهبران تحولی مورد تحسین، احترام و اعتماد
  4. اطمینان به رهبر مبنایی برای پذیرش تغییرات سازمانی بنیادی
  5. آشکار شدن ارتباط رهبری پرجاذبه و تحولی در زمان بحرا ن­های سازمانی
  6. رهبران تحولی چشم­انداز جذابی از آینده ارائه  می­کنند که به پیروان فرصت می دهند تا در کارشان معناداری را دریابند، با استاندارهای بالا پیروان را به چالش می کشند، پیروان را ترغیب می کنند تا بخشی از فرهنگ و محیط کلی سازمان باشند.
  7. نتایج رهبری تحولی توسط گفتگو و سخنرانی انگیزشی و نمایش خوش­بینی و اشتیاق، برجسته کردن نتایج مثبت، و ترغیب به کار تیمی حاصل می شود.
  8. رهبران تحولی با استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارند پیروان را ترغیب می کنند تا درباره آینده های جذاب ایده پردازی و مشارکت کنند.
  9. ترغیب ذهنی شامل تحریک و تغییر سطح آگاهی و هوشیاری پیروان نسبت به مسائل و ظرفیت حل آن مسائل می­شود.
  10. رهبران تحولی مفروضات و باورها را مورد تردید قرار می­دهند و پیروان را به نوآوری و خلاقیت ترغیب می­کنند و به مسائل قدیمی با را ه­های جدید نزدیک می شوند.
  11. رهبران تحولی پیروان را با ترغیب به ارائه پیشنهادها  و اید ه­های مخالف بدون ترس از مجازات یا تمسخر توانمند می­کنند
  12. رهبران تحولی اید ه­های خود را خردمندانه و البته نه به هرقیمتی ارائه می­کنند.
  13. ابعاد چهارگانه رهبری تحولی به هم وابسته­اند و همزیستی دارند و منجر به عملکرد فراتر از انتظار می­شوند.

جمع بندی ویژگی های رهبران تحولی (تحول آفرین)

  • دارای تفکر راهبردی هستند.
  • می ­توانند دیگران را جذب کرده و الهام بخشی کنند.
  • با پیچیدگی، عدم اطمینان و ابهام­ها درگیر می­شوند.
  • دارای اشتیاق هستند.
  • به عنوان عامل تغییر عمل می­کنند.
  • مربی­گری می­کنند.
  • به تمامی نقطه نظرات گوش فرا می­دهند تا روحیه همکاری را توسعه بخشند.
  • عاشق کار هستند.
  • تمایل دائمی به یادگیری دارند.
  • نیازهای کارکنان را در نظر دارند
  • خود شناس هستند.
  • نیازهای عموم افراد را درک می­کنند.
  • دارای ایستادگی و استقامت هستند.
  • شکست را باور ندارند.
  • انتظارات بالایی دارند.
  • دارای بصیرت هستند.
  • دارای مدل نقش استواری هستند.
  • ریسک کار را با دیگران تقسیم می­کنند.
  • دارای ارزش های محوری و رفتارهای متجانس هستند.
  • انگیزه ارزشی دارند.
  • ریسک پذیرند.
  • ترغیب کننده هستند.
  • دارای بلوغ احساسی هستند.
  • احساس روشنی از هدف دارند و آن را به سادگی بیان می­کنند.
  • ارتباط های اثربخشی دارند

HIC HIC

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آتا تجارت
دکمه بازگشت به بالا