انتخابات سیزدهمین دوره هیئتمدیره اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان قطعات خودرو و ماشینآلات تهران را میتوان از زاویهای فراتر از اسامی و تعداد آرا بررسی کرد. نتیجه این انتخابات، در کنار تغییر ساختار هیئتمدیره، ظرفیت و انتظاری تازه برای حرکت اتحادیه به سمت برنامهمحوری ایجاد کرده است.
در میان سه منتخب، سیداحمد حسینی با سابقه مدیریتی و دانش تخصصی حقوق، مهندس سیداحمد طباطبایی با تجربه حضور در هیئتمدیره و شناخت مسائل اجرایی صنف و محمدرضا ملاکی، دانشآموخته مدیریت صنعتی و دارای دکتری مدیریت کسبوکار از دانشگاه کلرمونت فرانسه، قرار دارند. ملاکی همچنین با برخورداری از بورسیه UN-ITC، دورههایی را در سوئیس و آلمان گذرانده است.
در میان سه منتخب، سیداحمد حسینی با سابقه مدیریتی و دانش تخصصی حقوق، مهندس سیداحمد طباطبایی با تجربه حضور در هیئتمدیره و شناخت مسائل اجرایی صنف و محمدرضا ملاکی، دانشآموخته مدیریت صنعتی و دارای دکتری مدیریت کسبوکار از دانشگاه کلرمونت فرانسه، قرار دارند. ملاکی همچنین با برخورداری از بورسیه UN-ITC، دورههایی را در سوئیس و آلمان گذرانده است.
این ترکیب، در صورت استفاده درست، میتواند یک ظرفیت مهم برای اتحادیه باشد: تجربه صنفی، دانش حقوقی و دانش مدیریت در کنار یکدیگر.
البته تخصص به خودی خود موفقیت نمیآورد. تخصص، ظرفیت است؛ موفقیت زمانی اتفاق میافتد که این ظرفیت به برنامه و کار جمعی تبدیل شود.
-
رأیها نیز یک پیام دارند
سیداحمد حسینی ۱۹۳۸ رأی، سیداحمد طباطبایی ۱۱۸۷ رأی و محمدرضا ملاکی ۹۷۴ رأی به دست آوردهاند؛ در حالی که نفر چهارم تنها ۵۵۵ رأی کسب کرده است.
فاصله سه منتخب با نفر چهارم معنادار است و پس از آن نیز نفر پنجم ۳۳۴ رأی و آخرین نفر تنها ۲۶ رأی به دست آورده است.
این اعداد به تنهایی نمیتوانند انگیزه تکتک رأیدهندگان را توضیح دهند، اما یک واقعیت انتخاباتی را نشان میدهند: سه نفر نخست با فاصلهای محسوس اعتماد بیشتری از بدنه رأیدهنده کسب کردهاند.
اکنون این اعتماد باید به عملکرد تبدیل شود.
-
سه نفر؛ مسئولیت بیشتر، ضرورت هماهنگی بیشتر
کاهش تعداد اعضای اصلی هیئتمدیره به سه نفر، از یک سو میتواند تصمیمگیری را چابکتر کند و از سوی دیگر، مسئولیت هر سه عضو را افزایش میدهد.
در چنین ساختاری، بیش از گذشته به تقسیم کار روشن، تصمیمگیری هماهنگ و برنامه مشترک نیاز است.
«اتحاد فردا» نیز پس از انتخابات، چهار محور گشایش، کارآمدی، توانمندی و توسعه را بهعنوان جهت حرکت دوره جدید مطرح کرده است.
اکنون پرسش مهم این است که این چهار محور چگونه باید از سطح شعار به برنامه تبدیل شوند؟
برای مثال، «کارآمدی» باید به هدف مشخص، زمانبندی، مسئول اجرا و شاخص ارزیابی تبدیل شود. «توسعه» باید معلوم کند دقیقاً در چه حوزهای و با چه برنامهای دنبال خواهد شد. «گشایش» باید خروجی مشخص داشته باشد و «توانمندی» باید در ساختار و عملکرد اتحادیه قابل مشاهده باشد.
این همان فاصله میان شعار و برنامه است.
-
انتظارات صنف تغییر کرده است
مسائل امروز صنف دیگر صرفاً امور روزمره اتحادیه نیست. مالیات، تولید صنفی، واردات، رکود، تأمین کالا، فعالیت خارج از شبکه رسمی، سامانههای دولتی و تغییرات بازار، موضوعاتی هستند که نیازمند شناخت، تحلیل و تصمیمگیری پیشنگرانهاند.
اتحادیه باید بتواند پیش از آنکه یک مسئله به بحران تبدیل شود، آن را شناسایی و برای آن راهحل طراحی کند.
از این منظر، شاید دوره سیزدهم بتواند نقطه آغاز یک تغییر مهم باشد: عبور از «اداره امور اتحادیه» به «مدیریت آینده صنف».
اما این اتفاق خودبهخود رخ نخواهد داد. دانش حقوقی، تجربه صنفی و دانش مدیریت زمانی ارزشمند خواهند بود که در یک تیم سهنفره به برنامه، تصمیم، اقدام و نتیجه قابل سنجش تبدیل شوند.
صنف در انتخابات سیزدهم ظرفیت تازهای در اختیار هیئتمدیره قرار داده است؛ اکنون نوبت هیئتمدیره است که نشان دهد با این ظرفیت چه خواهد کرد.
انتخابات پایان یافت؛ دوره برنامهریزی و پاسخگویی آغاز شده است.





