افزایش قیمت خودرو؛ قبض سیاستهای دولت به دست خریدار رسید
افزایش قیمت خودرو این بار از مسیر تازهای به بازار رسید. خودروسازان بدون دریافت مجوز جدید برای اصلاح قیمت کارخانهای، بخشی از هزینه بیشتر گواهیهای اسقاط را به قیمت محصولات اضافه کردند. این اتفاق دوباره یک پرسش مهم را مطرح میکند؛ هزینه سیاستهای عمومی دولت را چه کسی پرداخت میکند؟
قیمت خودرو فقط به فولاد، قطعه، ارز و دستمزد وابسته نیست. مجموعهای از تصمیمات دولت نیز روی قیمت تمامشده خودرو اثر میگذارد. اسقاط خودروهای فرسوده، استانداردهای جدید، سیاستهای حمایتی و قیمتگذاری دستوری بخشی از این عوامل هستند.
محصولات خودرویی از روز پنجشنبه با موج تازهای از افزایش قیمت روبهرو شدند. این بار تغییر نرخ ارز یا مجوز تازه افزایش قیمت کارخانهای، عامل اصلی نبود. افزایش هزینه گواهی اسقاط بهطور مستقیم روی قیمت محصولات اثر گذاشت.
افزایش تعداد گواهیهای موردنیاز و رشد قیمت این گواهیها، هزینه خودروسازان را بالا برد. تولیدکنندگان نیز این هزینه را در قیمت محصولات خود لحاظ کردند.
در نتیجه، قیمت برخی خودروهای مونتاژی حدود ۱۵۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرد. برخی خودروهای سواری نیز تا حدود ۴۲ میلیون تومان گران شدند.
افزایش قیمت خودرو از مسیر گواهی اسقاط
بازار خودرو در ماههای گذشته چند مرحله افزایش قیمت را تجربه کرده است. ایرانخودرو در اواخر خرداد قیمت محصولات خود را حدود ۴۵ درصد افزایش داد. سایپا نیز در تیرماه مجوز افزایش قیمت حدود ۲۵ درصدی را گرفت.
حالا هزینه گواهی اسقاط بار دیگر فشار تازهای به قیمت خودرو وارد کرده است. از طرف دیگر، رشد هزینه تولید احتمال درخواستهای جدید خودروسازان برای افزایش قیمت را نیز بالا میبرد.
اما موضوع فقط افزایش چند میلیون یا چند ده میلیون تومانی قیمت خودرو نیست. ماجرا به نحوه تامین مالی سیاستهای دولت بازمیگردد.
دولت برای کاهش مصرف بنزین و آلودگی هوا، خروج خودروهای فرسوده را دنبال میکند. این اهداف منفعت عمومی دارند. کاهش مصرف سوخت، فشار بر بودجه انرژی را کم میکند. خروج خودروهای آلاینده نیز میتواند کیفیت هوا را بهبود دهد.
با این حال، سازوکار فعلی بخش مهمی از هزینه اجرای این سیاست را به خریدار خودروی نو منتقل میکند.
دولت سیاستگذاری میکند، خریدار هزینه میدهد
خودروساز برای تولید خودرو باید گواهیهای اسقاط موردنیاز را تامین کند. افزایش قیمت این گواهیها هزینه تولید را بالا میبرد. خودروساز نیز تلاش میکند هزینه جدید را از طریق قیمت محصول جبران کند.
در نهایت، خریدار خودرو این مبلغ را در فاکتور خرید خود میبیند.
این شرایط یک نکته مهم دارد. ممکن است خریدار خودروی نو هیچ خودروی فرسودهای نداشته باشد. حتی ممکن است نقشی در ایجاد آلودگی خودروهای قدیمی نداشته باشد. با این وجود، او بخشی از هزینه خروج خودروهای فرسوده را پرداخت میکند.
اسقاط تنها نمونه این سازوکار نیست.
استانداردهای جدید چگونه روی قیمت خودرو اثر میگذارند؟
افزایش استانداردهای ایمنی و زیستمحیطی ضرورت دارد. هیچ بازاری نمیتواند برای کاهش قیمت، ایمنی سرنشینان یا کنترل آلایندگی را کنار بگذارد.
مساله اصلی نحوه تقسیم هزینه اجرای این استانداردهاست.
سیاستگذار استاندارد جدیدی تعیین میکند. خودروساز برای اجرای آن تجهیزات یا قطعات تازه به محصول اضافه میکند. این تغییر هزینه تولید را بالا میبرد.
در یک بازار محدود، تولیدکننده معمولا امکان بیشتری برای انتقال این هزینه به قیمت نهایی دارد. بنابراین هر الزام تازه میتواند زمینه درخواست افزایش قیمت خودرو را فراهم کند.
در چنین شرایطی، مصرفکننده نهتنها بهای خودرو، بلکه بخشی از هزینه اجرای سیاستهای عمومی را نیز پرداخت میکند.
سهمیههای حمایتی و هزینه پنهان برای سایر خریداران
سیاست جوانی جمعیت نمونه دیگری از این وضعیت است.
دولت بخشی از ظرفیت فروش خودروسازان را به مشمولان طرحهای جمعیتی اختصاص میدهد. این سیاست با هدف حمایت از خانوادهها اجرا میشود. اما محدودیت عرضه خودرو میتواند نتیجه دیگری نیز ایجاد کند.
وقتی عرضه کمتر از تقاضاست، اختصاص بخشی از ظرفیت فروش به یک گروه خاص، دسترسی سایر متقاضیان را کاهش میدهد.
متقاضی خارج از این سهمیه ممکن است نتواند خودرو را با قیمت کارخانه بخرد. در نتیجه، او برای تامین نیاز خود به بازار آزاد مراجعه میکند و مبلغ بیشتری میپردازد.
به این ترتیب، بخشی از هزینه سیاست حمایتی از مسیر بودجه عمومی تامین نمیشود. سایر متقاضیان نیز بخشی از این هزینه را به شکل غیرمستقیم پرداخت میکنند.
دولت میتواند برای اجرای سیاستهای جمعیتی از یارانه مستقیم، تخفیف مالیاتی یا تسهیلات استفاده کند. این روشها هزینه سیاست را شفافتر نشان میدهند.
اما سهمیهبندی یک کالای محدود، بخشی از هزینه حمایت را به سایر خریداران منتقل میکند.
قیمتگذاری دستوری؛ هزینه امروز برای تصمیم دیروز
قیمتگذاری دستوری نیز طی سالهای گذشته هزینههای زیادی برای صنعت خودرو ایجاد کرده است.
وقتی قیمت خودرو برای مدت طولانی با هزینه تولید هماهنگ نمیشود، خودروساز با کمبود نقدینگی و زیان روبهرو میشود. این شرایط بدهی به قطعهسازان را افزایش میدهد و هزینه تامین مالی را بالا میبرد.
در مرحله بعد، خودروساز برای جبران این فشار، درخواست اصلاح قیمت مطرح میکند.
در نتیجه، خریدار امروز فقط هزینه تولید خودروی امروز را نمیپردازد. بخشی از هزینه تصمیمات گذشته نیز وارد قیمت فعلی خودرو میشود.
قیمتگذاری دستوری ابتدا بخشی از فشار هزینه را در شرکت خودروساز انباشته میکند. سپس افزایش قیمت کارخانهای این فشار را آزاد میکند.
مصرفکننده در این چرخه دو بار آسیب میبیند. ابتدا کاهش عرضه و افزایش قیمت بازار آزاد به او فشار وارد میکند. سپس افزایش قیمت کارخانه هزینه بیشتری به خرید خودرو اضافه میکند.
هزینه تامین مالی هم وارد قیمت خودرو میشود
کمبود نقدینگی هزینه دیگری نیز برای خودروساز ایجاد میکند.
شرکتی که نقدینگی کافی ندارد، باید منابع مالی گرانتری تامین کند. تورم، بدهی، تاخیر در وصول مطالبات و مشکلات زنجیره تامین نیز این فشار را افزایش میدهند.
خودروساز در نهایت بخشی از هزینه تامین مالی را وارد قیمت تمامشده محصول میکند.
به همین دلیل، قیمت خودرو فقط حاصل جمع قیمت قطعه و مواد اولیه نیست. هزینه تصمیمات سیاستی و مالی نیز در قیمت نهایی نقش دارد.
الگوی جهانی برای تقسیم هزینه سیاستهای خودرویی
سایر کشورها نیز برای اجرای سیاستهای زیستمحیطی و خودرویی هزینه میکنند. ارتقای استانداردهای آلایندگی، افزایش ایمنی و خروج خودروهای فرسوده به سرمایهگذاری نیاز دارد.
تفاوت اصلی در نحوه تقسیم این هزینه میان دولت، خودروساز و مصرفکننده است.
بسیاری از کشورها برای اسقاط خودروهای فرسوده از منابع عمومی و مشوقهای مستقیم استفاده میکنند. دولت در این مدل بخشی از هزینه را برعهده میگیرد.
منطق این سیاست روشن است. اگر کاهش مصرف انرژی و آلودگی به کل جامعه سود میرساند، منابع عمومی نیز میتوانند بخشی از هزینه آن را تامین کنند.
چین یکی از نمونههای این رویکرد است.
این کشور در سیاستهای تعویض و نوسازی خودرو برای مالکان خودروهای قدیمی مشوق مستقیم در نظر گرفته است. در سال ۲۰۲۶، خریداران پس از اسقاط خودروی قدیمی میتوانند برای برخی خودروهای انرژی نو تا ۲۰ هزار یوآن یارانه دریافت کنند. سقف این حمایت برای برخی خودروهای بنزینی نیز به ۱۵ هزار یوآن میرسد.
البته مصرفکننده در بازارهای جهانی نیز بخشی از هزینه استانداردهای جدید را پرداخت میکند.
ارزیابیهای اتحادیه اروپا درباره استانداردهای آلایندگی یورو نیز نشان میدهد که خودروسازان بخشی از هزینه اجرای مقررات را به قیمت محصولات منتقل کردهاند.
با این حال، رقابت میتواند میزان این انتقال را کاهش دهد.
رقابت چگونه جلوی انتقال کامل هزینه را میگیرد؟
در یک بازار رقابتی، مشتری گزینههای متعددی دارد. خودروساز نمیتواند هر هزینه تازهای را بدون توجه به قیمت رقبا وارد قیمت محصول کند.
تولیدکننده در چنین شرایطی ممکن است بخشی از هزینه را از طریق کاهش حاشیه سود جبران کند. افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای جانبی و تولید در مقیاس بزرگتر نیز به کنترل قیمت کمک میکنند.
اما در بازاری با رقابت محدود، مسیر انتقال هزینه به مصرفکننده کوتاهتر است.
اگر عرضه نیز پاسخگوی تقاضا نباشد، قدرت انتخاب مشتری بیشتر کاهش پیدا میکند. در این وضعیت، هر هزینه جدید میتواند زمینه افزایش قیمت خودرو را فراهم کند.
قبض سیاستگذاری در فاکتور خودرو
افزایش هزینه گواهی اسقاط بار دیگر نشان داد که قیمت خودرو در ایران فقط تابع هزینه تولید نیست.
استانداردها، سیاستهای اسقاط، سهمیههای حمایتی، قیمتگذاری دستوری و هزینه تامین مالی همگی میتوانند روی قیمت نهایی اثر بگذارند.
بسیاری از این سیاستها اهداف عمومی و قابل دفاعی دارند. مشکل زمانی شکل میگیرد که سازوکار تامین مالی آنها شفاف نباشد.
اگر یک سیاست به کل جامعه منفعت میرساند، باید درباره سهم دولت، تولیدکننده و مصرفکننده از هزینه اجرای آن نیز بحث کرد.
در غیر این صورت، یک الگوی تکراری ادامه پیدا میکند: دولت سیاستگذاری میکند، خودروساز هزینه را منتقل میکند و خریدار خودرو در نهایت قبض آن را میپردازد.





