تغییر از سر انتخاب و نه اجبار
صنعت خودرو، یک زنجیره بههمپیوسته است؛ از تولیدکننده و واردکننده گرفته تا توزیعکننده، فروشنده قطعات، تعمیرکار و سایر فعالان این حوزه. با این حال، ساختار صنفی ما همچنان تا حد زیادی بر اساس تفکیکهای قدیمی و جزیرهای اداره میشود؛ گویی هر بخش از این زنجیره ارتباطی با بخش دیگر ندارد.
در حالی که بسیاری از مسائل فعالان این حوزه مشترک است؛ از مالیات، تأمین کالا، واردات و ثبت سفارش گرفته تا تأمین ارز، بیمه، تأمین اجتماعی، رکود بازار، فعالیتهای خارج از چارچوب صنفی و دهها مسئله دیگر.
وقتی یک مسئله مشترک، همزمان در چند اتحادیه پیگیری میشود، طبیعی است که بخشی از توان صنفی صرف موازیکاری شود و قدرت چانهزنی نیز کاهش پیدا کند. در مقابل، یک ساختار صنفی منسجمتر میتواند با صدایی واحد و پشتوانهای بزرگتر، مطالبات فعالان حوزه خودرو را دنبال کند.
از همین منظر، شاید امروز زمان آن رسیده باشد که درباره تجمیع و یکپارچهسازی اتحادیههای مرتبط با خودرو با نگاهی کارشناسی و آیندهنگر گفتوگو کنیم.
البته تجمیع به معنای نادیده گرفتن تخصص و هویت رستهها نیست. اتفاقاً اگر قرار باشد چنین تغییری انجام شود، باید از ابتدا سازوکاری برای حفظ حقوق و نمایندگی عادلانه همه رستهها طراحی شود.
میتوان در یک اتحادیه بزرگ و قدرتمند، کمیسیونها و کارگروههای تخصصی برای قطعات خودرو، ماشینآلات، تعمیرکاران و سایر بخشها ایجاد کرد تا مسائل تخصصی هر رسته همچنان توسط افراد آشنا با همان حوزه بررسی و دنبال شود.
تجمیع موفق، تجمیع برای حذف نیست؛ تجمیع برای همافزایی است.
یکی از مزیتهای مهم چنین ساختاری، افزایش قدرت نمایندگی و قدرت مذاکره صنف خواهد بود. تشکلی که نماینده بخش بزرگتری از زنجیره خودرو باشد، در گفتوگو با دولت، مجلس، سازمان امور مالیاتی، تأمین اجتماعی، گمرک و سایر دستگاهها، طبیعتاً از وزن و قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود.
از سوی دیگر، تجمیع میتواند به استفاده بهتر از منابع صنفی نیز کمک کند. ظرفیتهای کارشناسی، آموزش، مشاوره حقوقی و مالیاتی، اطلاعرسانی و امکانات اجرایی، به جای آنکه در چند ساختار موازی پراکنده شود، میتواند در یک مجموعه حرفهایتر و کارآمدتر قرار گیرد.
حتی مهمتر از آن، اتحادیهای با بدنه بزرگتر میتواند داده و اطلاعات دقیقتری از بازار جمعآوری کند و برای آینده صنف برنامهریزی کند. در بازاری که با تغییرات جدی در واردات، خودروهای چینی و برقی، فناوریهای جدید و تحول زنجیره تأمین روبهروست، دیگر نمیتوان آینده را صرفاً با تجربه گذشته مدیریت کرد.
اما این موضوع برای نگارنده، بحث تازهای نیست.
حدود ۱۵ سال پیش، همین ضرورت را مطرح کردم و موضوع حتی به اتاق اصناف تهران و پس از آن به اتاق اصناف ایران کشیده شد. آن زمان بر این باور بودم که اتحادیههای مرتبط با خودرو، با وجود تفاوتهای تخصصی، در بسیاری از مسائل اساسی، منافع و مطالبات مشترکی دارند و میتوانند در قالب یک ساختار منسجمتر، قدرت و اثرگذاری بیشتری داشته باشند.
اما در نهایت، نگاههای کوتاهمدت و مقطعی بر نگاههایی که افق بلندتری را میدیدند، غلبه کرد و آن پیشنهاد به نتیجه نرسید.
چند سال بعد، اتفاقاً خود وزارت صنعت، معدن و تجارت و اتاق اصناف تهران به این جمعبندی رسیدند که اتحادیههای همگن باید با یکدیگر ادغام شوند و این رویکرد طی سه سال اخیر به ادغام چند اتحادیه و شکلگیری ساختارهای جدید صنفی منتهی شد.
-
این تجربه برای ما یک درس مهم دارد:
اگر خودمان برای آینده صنف تصمیم نگیریم، دیگران برای ما تصمیم خواهند گرفت.
مسئله فقط ادغام چند اتحادیه نیست؛ مسئله این است که آیا میخواهیم خودمان آینده ساختار صنفی حوزه خودرو را طراحی کنیم یا منتظر بمانیم تا روزی تصمیمی از بیرون گرفته شود و ما در برابر یک «عمل انجامشده» قرار بگیریم؟
- به همین دلیل، ما نباید از ادغام بترسیم؛ باید از ادغامی بترسیم که بدون حضور و نظر خودمان طراحی شده باشد.
- اگر قرار است اتحادیههای مرتبط با خودرو روزی در یک ساختار بزرگتر و منسجمتر قرار بگیرند، بهتر است این اتفاق با مطالعه، گفتوگو، شناخت دقیق منافع رستهها و طراحی یک ساختار مناسب و به دست خود فعالان صنف اتفاق بیفتد؛ نه اینکه بعدها دیگران، بر اساس نگاه و منافع خود، ساختاری را برای ما تعیین کنند و ما تنها درباره نحوه اجرای آن تصمیم بحث کنیم.
- طبیعی است که در یک ساختار بزرگتر، همه رستهها باید احساس کنند که دیده و شنیده میشوند. بنابراین، پیش از هر تصمیمی باید درباره نحوه نمایندگی رستهها، ترکیب هیئتمدیره، جایگاه کمیسیونهای تخصصی، شیوه تصمیمگیری و سازوکار حفظ حقوق رستههای کوچکتر بهدقت فکر کرد.





