قربانی دوم خصوصیسازی خودرو کیست؟ سایپا در آستانه آزمونی پرهزینه
نشریه قطعات خودرو | اظهارات تازه مسعود پزشکیان درباره هزینه سیاسی واگذاری ایرانخودرو، بار دیگر پرونده خروج دولت از صنعت خودرو را داغ کرده است. حالا خصوصیسازی سایپا میتواند آزمون بعدی دولت باشد؛ آزمونی که شاید هزینه آن فقط اقتصادی نباشد.
پزشکیان اخیراً درباره واگذاری مدیریت ایرانخودرو گفت که پس از این تصمیم، وزیر اقتصاد دولت استیضاح شد.
رئیسجمهور همچنین از شرکتهای دیگری نام برد که دولت قصد واگذاری آنها را دارد.
در این میان، سایپا یکی از مهمترین نامهایی است که میتواند در مرحله بعدی واگذاری قرار گیرد.
اما پرسش مهم اینجاست؛ چه کسی حاضر است هزینه سیاسی واگذاری یک خودروساز بزرگ دیگر را بپردازد؟
خصوصیسازی سایپا؛ آزمون دوم دولت
واگذاری مدیریت ایرانخودرو در بهمنماه ۱۴۰۳، یکی از مهمترین تغییرات مالکیتی صنعت خودرو در سالهای اخیر بود.
این اتفاق پس از سالها بحث درباره ضرورت خروج دولت از بنگاهداری رخ داد.
با این حال، مسیر واگذاری ایرانخودرو بدون مخالفت و حاشیه پیش نرفت.
در آستانه برگزاری مجمع این شرکت، مخالفتها افزایش یافت و درباره نحوه اجرای واگذاری، اهلیت خریدار و ساختار مالکیت بحثهای زیادی شکل گرفت.
در نهایت، مجمع برگزار شد و مدیریت ایرانخودرو به بخش خصوصی منتقل شد.
پس از آن نیز برخی نمایندگان مجلس درباره فرآیند واگذاری ایرادهایی مطرح کردند.
پرونده این موضوع حتی برای بررسی بیشتر به قوه قضائیه ارجاع شد.
این اتفاق نشان داد که خصوصیسازی سایپا نیز نمیتواند صرفاً یک فرآیند اداری یا بورسی باشد.
واگذاری یک خودروساز بزرگ، مجموعهای از منافع اقتصادی، مدیریتی و سیاسی را تحت تأثیر قرار میدهد.
بنابراین، تصمیمگیران برای اجرای مرحله بعدی باید هزینههای احتمالی آن را نیز در نظر بگیرند.
خصوصیسازی سایپا؛ انتقال سهام یا تغییر قدرت؟
مسئله اصلی در صنعت خودرو، فقط انتقال چند درصد سهام نیست.
سالها ساختار مالکیت ایرانخودرو و سایپا با شرکتهای زیرمجموعه، سهامداریهای تودرتو و ارتباطات گسترده اقتصادی شکل گرفته است.
در چنین شرایطی، خصوصیسازی واقعی باید فراتر از تغییر نام مالک باشد.
مالک جدید باید بتواند در مدیریت، سرمایهگذاری، انتخاب مدیران و سیاستهای عملیاتی شرکت تصمیمگیری کند.
در غیر این صورت، واگذاری میتواند تنها شکل مالکیت را تغییر دهد.
پزشکیان نیز بر همین تفاوت میان واگذاری واقعی و «خصولتیکردن» تأکید کرده است.
این موضوع برای خصوصیسازی سایپا اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ساختار این شرکت نیز طی سالها با شبکه گستردهای از شرکتها و ذینفعان شکل گرفته است.
بنابراین، دولت باید پیش از واگذاری، تکلیف ساختار مالکیت و مدیریت شرکت را روشن کند.
همچنین باید مشخص شود خریدار احتمالی چه میزان توان مالی و مدیریتی برای اداره شرکت خواهد داشت.
خصوصیسازی سایپا و مسئله وزیر بعدی
اظهارات پزشکیان درباره استیضاح وزیر اقتصاد، یک نکته مهم سیاسی نیز دارد.
اگر واگذاری یک خودروساز بتواند برای وزیر متولی هزینه سیاسی ایجاد کند، تصمیمهای بعدی با احتیاط بیشتری دنبال خواهند شد.
این مسئله میتواند روند خصوصیسازی سایپا را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
وزیری که مسئولیت واگذاری را برعهده میگیرد، باید همزمان پاسخگوی دولت، مجلس، نهادهای نظارتی و افکار عمومی باشد.
از طرف دیگر، منتقدان نیز درباره نحوه واگذاری، اهلیت خریدار و احتمال ایجاد انحصار حساس خواهند بود.
به همین دلیل، پرونده سایپا از ابتدا نیازمند شفافیت بیشتری خواهد بود.
دولت اگر قصد اجرای خصوصیسازی سایپا را دارد، باید مشخص کند فرآیند انتخاب خریدار چگونه انجام میشود.
همچنین باید روشن باشد که پس از واگذاری، چه سازوکاری برای نظارت بر عملکرد مالک جدید وجود خواهد داشت.
در غیر این صورت، اختلاف درباره واگذاری میتواند دوباره به مانعی جدی تبدیل شود.
خصوصیسازی سایپا؛ خریدار مهمتر است یا ساختار؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره واگذاری سایپا، پیدا کردن خریدار نیست.
مهمتر از آن، مشخص کردن مدل مالکیت پس از واگذاری است.
اگر خریدار صرفاً توان خرید سهام داشته باشد، اما برنامه مشخصی برای اصلاح تولید و ساختار مالی نداشته باشد، نتیجه مطلوب حاصل نمیشود.
سایپا مانند هر خودروساز بزرگ دیگری با مسائل مختلفی از جمله زیان انباشته، هزینههای تولید، بدهی و چالشهای زنجیره تأمین روبهرو است.
بنابراین خصوصیسازی سایپا زمانی میتواند موفق باشد که همزمان با اصلاح ساختار مالی و مدیریتی انجام شود.
از سوی دیگر، زنجیره قطعهسازی نیز مستقیماً از تصمیمهای مدیریتی خودروسازان تأثیر میپذیرد.
تغییر مالکیت میتواند سیاست خرید، پرداخت مطالبات قطعهسازان و قراردادهای تأمین را نیز تغییر دهد.
به همین دلیل، صنعت قطعه نیز باید یکی از ذینفعان اصلی این فرآیند در نظر گرفته شود.
- پرونده خصوصیسازی سایپا حالا بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.
- تجربه ایرانخودرو نشان داد خروج دولت از خودروسازی، تصمیمی ساده و کمهزینه نیست.
- این فرآیند میتواند با مخالفت سیاسی، نظارتهای چندگانه و نگرانی درباره آینده مالکیت همراه شود.
- با این حال، اگر دولت واقعاً به دنبال کاهش بنگاهداری است، نمیتواند برای همیشه این پرونده را متوقف کند.
- چالش اصلی، انتخاب مدلی است که خصوصیسازی واقعی را از یک جابهجایی صوری مالکیت جدا کند.
- در این میان، پرسش «قربانی دوم» بیشتر از آنکه درباره یک فرد باشد، درباره هزینهای است که سیاستگذار برای اصلاح صنعت خودرو باید بپردازد.
- اگر دولت از تجربه ایرانخودرو درس بگیرد، خصوصیسازی سایپا میتواند به جای یک بحران سیاسی، به فرصتی برای اصلاح ساختار صنعت خودرو تبدیل شود.
به نظر شما واگذاری سایپا میتواند مشکلات این شرکت را حل کند یا تجربه ایرانخودرو دوباره تکرار خواهد شد؟





