نتایج انتخابات سیزدهمین دوره هیئتمدیره اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان قطعات خودرو و ماشینآلات تهران، یک واقعیت قابل تأمل را پیش روی ما قرار میدهد؛ سیداحمد حسینی با کسب ۱۹۳۸ رأی، معادل ۷۷ درصد آرا، فاصلهای قابل توجه با سایر نامزدها ایجاد کرد.
این عدد، صرفاً یک نتیجه انتخاباتی نیست؛ بلکه میتواند حامل پیامهای مهمی درباره نگاه اعضای صنف به عملکرد دوره گذشته، نقش گروه انتخاباتی «اتحاد فردا» و البته جایگاه شخصی و حرفهای سیداحمد حسینی باشد.
نکته مهم آنجاست که دو عضو دیگر گروه «اتحاد فردا» که هر دو در دوره گذشته نیز در هیئتمدیره حضور داشتهاند، آرای پایینتری به دست آوردهاند؛ سیداحمد طباطبایی با ۱۱۸۷ رأی، معادل ۴۷ درصد، و محمدرضا ملاکی با ۹۷۴ رأی، معادل ۳۹ درصد آرا.
اگر «اتحاد فردا» را یکی از عوامل مؤثر در رأیآوری بدانیم، طبیعی است که بخشی از آرای هر سه نفر را بتوان به همگرایی و اعتماد ایجادشده به این مجموعه نسبت داد. اما تفاوت ۷۷ درصد با ۴۷ و ۳۹ درصد، به روشنی نشان میدهد که رأی سیداحمد حسینی را نمیتوان تنها محصول حضور در یک گروه انتخاباتی دانست.
به بیان دیگر، «اتحاد فردا» میتوانسته بخشی از مسیر را برای او هموار کند، اما پیمودن این مسیر و رسیدن به چنین فاصلهای، به سرمایهای فراتر از نام یک گروه نیاز داشته است.
-
عملکرد دوره گذشته؛ نخستین سرمایه اعتماد
هیچ انتخاباتی در خلأ برگزار نمیشود. رأیدهنده عملکرد گذشته را میبیند، تجربه میکند و سپس درباره آینده تصمیم میگیرد.
دوره گذشته هیئتمدیره برای سیداحمد حسینی فرصتی بود تا توانایی خود را در مدیریت مسائل صنفی، پیگیری مطالبات اعضا، تعامل با دستگاههای اجرایی و دفاع از منافع صنف نشان دهد.
بخشی از آنچه امروز در صندوق رأی دیده میشود، میتواند حاصل همان تجربه باشد. رأیدهندهای که طی چهار سال عملکرد یک مدیر صنفی را دیده، دیگر صرفاً بر اساس وعده انتخاباتی تصمیم نمیگیرد؛ او میان آنچه گفته شده و آنچه انجام شده مقایسه میکند.
از این منظر، ۱۹۳۸ رأی را میتوان تا حد زیادی رأی به یک کارنامه نیز دانست.
-
اما چرا فاصله اینقدر زیاد است؟
اینجاست که تحلیل انتخابات از یک شمارش ساده آرا فراتر میرود.
اگر سه نفر با سابقه حضور در هیئتمدیره گذشته، در یک گروه انتخاباتی مشترک قرار گرفتهاند، اما فاصله آرای آنان چنین قابل توجه است، باید پذیرفت که رأیدهندگان میان افراد تفاوت قائل شدهاند.
این تفاوت میتواند ناشی از مجموعهای از عوامل باشد؛ از میزان شناختهشدن و ارتباط با بدنه صنف گرفته تا نحوه پیگیری مسائل، قدرت مذاکره، تجربه مدیریتی، توانایی حقوقی و حتی ویژگیهای شخصی.
بنابراین شاید دقیقتر باشد که رأی سیداحمد حسینی را ترکیبی از «رأی به اتحاد فردا» و «رأی به حسینی» بدانیم؛ اما وزن بخش دوم، با توجه به فاصله معنادار آرای اعضای یک گروه، نمیتواند نادیده گرفته شود.
-
دانش حقوقی؛ یک مزیت مهم برای مدیریت صنفی
در میان ویژگیهای سیداحمد حسینی، تحصیلات تخصصی او و داشتن دکترای حقوق نیز یک مزیت قابل توجه برای مدیریت یک تشکل صنفی است.
اتحادیه امروز دیگر صرفاً محلی برای صدور جواز کسب، رسیدگی به امور روزمره یا حل اختلافات محدود صنفی نیست. بخش قابل توجهی از مسائل اصناف به قانون و مقررات، مالیات، تأمین اجتماعی، تجارت، واردات، تولید، نظام توزیع، حقوق کسبوکار و نحوه تعامل با دستگاههای اجرایی گره خورده است.
در چنین شرایطی، داشتن دانش تخصصی حقوق میتواند یک سرمایه مدیریتی مهم باشد؛ بهویژه زمانی که این دانش در کنار تجربه عملی حضور در اتحادیه قرار گیرد.
ترکیب دانش و تجربه چیزی است که در مدیریت صنفی اهمیت ویژهای دارد. کسی که فقط قانون را بداند، ممکن است با واقعیتهای بازار فاصله داشته باشد و کسی که فقط تجربه صنفی داشته باشد، ممکن است در مواجهه با ساختار پیچیده حقوقی و اداری با محدودیت روبهرو شود.
مزیت حسینی را میتوان در همین نقطه جستوجو کرد؛ قرار گرفتن دانش حقوقی در کنار تجربه مستقیم مدیریت صنفی.
-
سرمایهای که در صندوق رأی دیده نمیشود
با این حال، انتخابات فقط درباره رزومه و مدرک تحصیلی نیست.
در انتخابات صنفی، شخصیت فرد، نحوه ارتباط با اعضا، قدرت شنیدن، صبوری، توانایی گفتوگو، قدرت پیگیری و میزان اعتمادی که فرد در طول زمان ایجاد کرده نیز اهمیت دارد.
رأی ۱۹۳۸ نفر را نمیتوان به یک عنوان دانشگاهی تقلیل داد. دکترای حقوق یک مزیت است، اما به تنهایی ۱۹۳۸ رأی تولید نمیکند.
رأی بالا زمانی شکل میگیرد که دانش، تجربه، عملکرد و اعتماد شخصی در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند.





