
بی نظمی و کندی حاکمیت، فشار بر مردم
در حکمرانی مثل خیلی چیزهای دیگر ، زمان سرمایه است. یعنی تصمیمی که دیر گرفته شود حتی اگر درست باشد؛ قدرت اثرگذاریاش را از دست میدهد. این واقعیتی است که امروز بیش از هر دوره دیگری در نحوه حکمرانی ایران دیده میشود. تأخیرهای طولانی، اختلافهای درونی، پیامهای متناقض و عقبنشینیهایی که نه از موضع عقلانیت، بلکه از سر ناچاری صورت میگیرد. نتیجه روشن است: فرصتها میسوزند و اعتماد عمومی فرسوده میشود. مسئله نخست، فاصله حاکمیت با واقعیتهای میدانی است. بسیاری از بحرانهای امروز، از آب و انرژی گرفته تا قاچاق











