گاهی سخنی را از کسی می شنوی که انتظارش را نداری مثل حرفی که از زبان نایبرئیس دوم اتاق اصناف ایران نقل شده :
«بازار تنها نقش توزیعکننده دارد.»
جملهای ساده، اما پر از سوال. حرفی که شاید از نظر گوینده، یک توضیح فنی و خلاصه بوده، اما برای ما که می خواهیم نقش اصناف آن طور که باید تعریف شود؛ ضربهای است به شأن و هویت اصناف کشور.
آقای ناصری، اگر بازار فقط «توزیعکننده» است، پس تکلیف آن بیش از یک میلیون و ششصد هزار واحد تولیدی و خدماتی چه میشود؟
آن همه کارگاه و دفاتر کوچک و متوسط و بزرگی که در دل همین بازار، با هزار زحمت چرخ اقتصاد را میچرخانند، چه نقشی دارند؟
مگر اینها تولید نیستند؟ مگر همین واحدهای کوچک نیستند که در نبود حمایتهای دولتی، در گرمای تابستان و سرمای زمستان، از صبح تا شب پای دستگاه میایستند تا چرخ کشور از کار نیفتد؟
بازار فقط مغازه و ویترین نیست. بازار یعنی همان کارگاههای خیاطی، نجاری، طلاسازی، نانوایی، کفاشی، مبلسازی، آهنگری و صدها شغل دیگر که در دل خود تولید دارند، نه فقط توزیع.
حذف این نقش از بازار یعنی نادیده گرفتن زحمت میلیونها دست پینهبسته و دلهای امیدوار به نان حلال.
از آن طرف، حدود 500 هزار واحد خدماتی فنی هم در این جمله نادیده گرفته شدهاند. اینها کسانی هستند که با دست خود ارزش خلق میکنند. از تعمیرکار و برقکار گرفته تا صافکار، آرایشگر، خیاط، طراح، نصاب و هزار صنف دیگر که نه تولیدشان در کارخانه است و نه توزیعشان پشت پشخوان یا میز اداری. آنها بخش زندهی بازارند؛ همانهایی که در هر محلهای، چراغ یک زندگی را روشن نگه میدارند.
وقتی گفته میشود بازار فقط «توزیعکننده» است، یعنی اقشار عظیم تولیدی، فنی و خدماتی هیچ نقشی در اقتصاد کشور ندارند. یعنی تمام آن دانش فنی، مهارت، تجربه، تعهد و عشق به کار، از نگاه برخی مسئولان بیارزش است. این نگاه، نهتنها اشتباه، بلکه خطرناک است. چون اگر باور کنیم که بازار فقط محل فروش است، دیگر سرمایهگذاری برای تولید و مهارت در اصناف معنایی ندارد.
اهل بازار شاید دانشگاه نرفته باشند،که رفته اند و امروز فارغ التحصیلان زیادی در بازار کار می کنند؛ اما به تجربه یاد گرفتهایم که اقتصاد سالم از کف بازار شروع میشود، نه از پشت میزهای اداری.
هر سیاست اقتصادی که بخواهد بازار را فقط به «واسطه» تقلیل دهد، دیر یا زود خودش گرفتار رکود و بیکاری میشود. چون تولید خرد، متوسط، خدمات و فنی است که اشتغال واقعی میسازد، نه فقط واردات و پخش کالا.
آقای ناصری، بازار ایران ریشه دارد. تاریخ دارد. بازار همیشه ستون اصلی تولید ملی بوده است. از روزی که چرخ نخستین کارگاههای صنفی در این خاک چرخید، تا امروز که صنایع بزرگ بر دوش همین صنوف شکل گرفتهاند. نادیده گرفتن این نقش، یعنی بریدن شاخهای که خودمان رویش نشستهایم.
بازار اگر صرفاً توزیعکننده بود، در سختترین روزهای تحریم، چطور توانست چرخهی تولید داخلی را سرپا نگه دارد؟
اگر فقط واسطه بود، چطور اینهمه کالای ایرانی در دل مغازهها عرضه میشد؟
اگر فقط دلال بود، چرا هنوز هزاران جوان در بازار مهارت یاد میگیرند و از شاگردی به استادی میرسند؟
بازار نه فقط محل معامله، که مکتب زندگی است. اینجا جایی است که کار معنا دارد، اخلاق معنا دارد، و هر ریال با عرق جبین بهدست میآید. چنین جایگاهی را نمیشود با یک جمله خلاصه کرد.
ما از مسئولان خودمان انتظار داریم که با دقت سخن بگویند، چون هر کلمهشان میتواند انگیزه بدهد یا امید را از دل مردم ببرد. وقتی یک مقام صنفی بگوید بازار فقط توزیعکننده است، یعنی تولیدکننده و خدماتدهنده هیچ! یعنی همهی تلاشهای چند دههی اصناف دود میشود و به هوا میرود.
بازار همیشه ستون اقتصاد این مملکت بوده و خواهد بود. نه دولتها توانستهاند آن را کنار بزنند و نه بحرانها از پا انداختهاند. پس لطفاً به جای کوچک شمردن بازار، آن را درست ببینیم و باور کنیم:
بازار قلب تپندهی تولید، خدمات و معیشت مردم است – نه فقط انبار کالا.
حسن بشارت نیا
خبرنگار آزاد و مدیر مسئول





