این استان روزگاری «نگین سبز ایران» خوانده میشد، اما حالا با فرونشست زمین و افت ۴۵ متری سطح آبهای زیرزمینی، در آستانه تبدیل شدن به کویر است. با این حال، کارشناسان معتقدند هنوز دیر نشده و با یک تصمیم ملی، میتوان این ظرفیت خدادادی را احیا کرد و به موتور اقتصاد بدون نفت تبدیل نمود.
به گزارش قطعات خودرو، دشت قزوین داستان تلخی دارد؛ داستان سرمایهای که میتوانست نجاتبخش اقتصاد ایران باشد اما به جای بهرهبرداری هوشمندانه، در باتلاق بیتدبیری و تغییرات اقلیمی گرفتار شد. این پهنه حاصلخیز که روزگاری امید اقتصاددانان برای رهایی از وابستگی به نفت بود، حالا با ترکهای عمیق فرونشست، آهکی شدن خاک و خشکیدن تالابها، چهرهای دردناک از بیتوجهی را به نمایش گذاشته است.
از گنج ملی تا فاجعهای خاموش
آمارها نگرانکنندهاند: سطح آبهای زیرزمینی در کمتر از سه دهه، ۴۵ متر افت کرده و زمین با سرعت ۱۷ سانتیمتر در سال در حال فرو نشست است. تالاب اللهآباد خشکیده، بیابانزایی در جنوب استان گسترش یافته و تقریباً تمام قناتهای تاریخی دشت از بین رفتهاند. کارشناسان هشدار میدهند که اگر روند فعلی ادامه یابد، دشت قزوین در آیندهای نزدیک به کویر تبدیل خواهد شد.
اما چرا این بحران رخ داد؟ احمد خورگامی، کارشناس اقتصادی، ریشههای تاریخی این فاجعه را تشریح کرد: «از دوره اصلاحات ارضی و با ورود شرکتهای خارجی، هزاران چاه غیرمجاز در دشت حفر شد. این روند تخریبی تا دههها ادامه یافت و متأسفانه هیچگاه مدیریت یکپارچهای برای مقابله با آن شکل نگرفت.»
خیانتی به نام «توسعه ناموزون»
خورگامی با انتقاد شدید از سیاستهای توسعهای گذشته گفت: «قزوین از قدیمالایام قطب تولید ذرت و دانههای روغنی بود. کارخانههایی مانند گلوکوزان و واحدهای تولید روغن، همه در کنار مزارع این محصولات شکل گرفته
بودند. اما در یک برنامه هدفمند، کشور را از این توانمندی دور کردند.»
وی افزود: «بسیاری از این محصولات راهبردی در مزارع دیم قابل کشت هستند و نیازی به آب فراوان ندارند. ما میتوانستیم در این ۴۰ تا ۵۰ سال نهتنها از واردات بینیاز شویم، بلکه صادرکننده هم باشیم. اما به جای این کار، به سمت کشت محصولات آببر رفتیم و عمق چاهها را به ۳۵۰ تا ۴۰۰ متر رساندیم.»
یکی دیگر از اشتباهات فاحش، جایگزینی صنایع فولادی و ریختهگری به جای صنایع تبدیلی کشاورزی بود. خورگامی تصریح کرد: «حتی رهبر شهید در سخنانشان به راهاندازی صنایع مرتبط با کشاورزی در قزوین اشاره کردند. کارخانههای قند، رب گوجهفرنگی و فرآوری ذرت به دلیل فراوانی مواد اولیه شکل گرفته بودند، اما بدون توجه به این پیشینه، صنایع سنگین جایگزین شدند که نهتنها آب مزارع را بلعیدند، بلکه نفس کشاورزی را هم گرفتند.»
بحران مدیریت؛ وقتی هیچکس مسئول نیست
محمدحسن سلیمانی، کارشناس میراث فرهنگی و گردشگری، مهمترین مشکل را نبود متولی واحد دانست: «در دهه چهل، سازمانی تحت عنوان «عمران دشت قزوین» با محوریت آبادانی یکپارچه ایجاد شد. اما پس از انقلاب، این ساختار منسجم حذف و در جهاد کشاورزی ادغام شد و هیچ نهاد جایگزینی تعریف نشد.»
وی افزود: «اکنون نهادهایی همچون جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، محیط زیست و آب منطقهای هر یک بهطور جزیرهای فعالیت میکنند. فقدان فرماندهی واحد، امکان برنامهریزی بلندمدت و مقابله با تهدیداتی مانند ورود فاضلابهای صنعتی و فعالیتهای مخربی مانند نیروگاه شهید رجایی را سلب کرده است.»
راه نجات؛ احیا با رویکرد دانشبنیان
در سوی دیگر، محمدرضا صفیخانی، معاون امور اقتصادی استاندار قزوین، از برنامههای جدی برای احیای دشت خبر داد: «مطالعات کاملاً فنی برای احیای دشت قزوین انجام شده است. ما باور داریم که قزوین خیلی بیشتر از آنچه امروز نقشآفرینی میکند، توانایی دارد.»
وی با اشاره به رویکرد استان به سمت صنایع دانشبنیان و هایتک گفت: «هدف ما این است که با بهرهگیری از شرکتهای دانشبنیان و فناوریهای نوین کشاورزی، دشت قزوین را به الگویی برای کشاورزی مدرن و بهرهور تبدیل کنیم. همچنین با ایجاد دهکده لجستیکی و پایانههای صادراتی، از موقعیت استراتژیک این استان بهرهبرداری کنیم.»
صفیخانی تأکید کرد: «نزدیکی به پایتخت، دسترسی به کریدورهای اصلی حملونقل و همجواری با قطبهای صنعتی، این دشت را از یک ظرفیت صرفاً کشاورزی به یک هاب اقتصادی چندوجهی تبدیل میکند.»
بازخوانی رهنمودهای فراموششده
رهبر شهید انقلاب در آذرماه ۱۳۸۲ در جمع مسئولان کشور، قزوین را «نگین سبز دشتهای ایران» خواندند و بر ضرورت تبدیل آن به قطب کشاورزی و ایجاد صنایع مرتبط تأکید کردند. بیش از دو دهه از این رهنمودها میگذرد، اما آنچه مغفول مانده، «عمل» و «کار جهادی» بوده است.
اکنون زمان آن رسیده که با یک تصمیم ملی و عزم همگانی، این سرمایه خدادادی از خطر نابودی نجات یابد. دشت قزوین میتواند و باید موتور محرکه اقتصاد بدون نفت، تضمینکننده امنیت غذایی و نماد توانایی ملت ایران در بهرهگیری از ظرفیتهای بومی باشد.






