رسانه اختصاصی صنایع و صنوف خودرویی

رسانه اهل فن

رسانه اهل فن

کجای کار هستیم؟

نگاهی به کردار و گفتار گذشته

جمله مشهور «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» که پس از پیروزی انقلاب مطرح شد، به‌طور عمده بر ناکامی عملیات‌های نظامی ایالات متحده در مقاطع حساس (مانند واقعه طبس) استوار است. در طول دهه‌های گذشته، این گفتمان به عنوان نمادی از اصل «تداوم حاکمیت» در برابر فشارهای خارجی مورد استفاده قرار گرفته است.

در تحلیل استراتژیک، مقصود اصلی این جمله، تأکید بر عدم امکان براندازی سیستماتیک جمهوری اسلامی توسط قدرت‌های خارجی، به‌ویژه ایالات متحده و اسرائیل، بوده است.
با وجود اقدامات متنوع غربی‌ها و سایر مخالفان جمهوری اسلامی طی نزدیک به نیم‌قرن اخیر (از جمله فشارهای اقتصادی، تحریم‌ها و حمایت از جریان‌های مخالف)، ایالات متحده تا پیش از مقاطع اخیر، از ورود مستقیم به درگیری‌های نظامی گسترده اجتناب می‌کرد.

تحولات نظامی و امنیتی (سناریوی ۱۴۰۴)

در سال ۱۴۰۴، مجموعه‌ای از عملیات‌های نظامی و تحولات امنیتی با مشارکت ایالات متحده، اسرائیل و ائتلافی از مخالفان منطقه‌ای و اروپایی رقم خورد. این اقدامات که شامل حملات هدفمند با تمرکز بر زیرساخت‌های هسته‌ای و نظامی بود، با هدف فروپاشی یا حداقل ایجاد ناپایداری گسترده در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران طراحی شده بود.

هدف راهبردی این ائتلاف، ایجاد گسست‌های داخلی و در نهایت تغییر جهت‌گیری‌های کلان کشور بود؛ اهدافی که در عمل با واکنش نهادهای حاکمیتی و نیروهای مسلح، و همچنین اظهار وفاداری و ایستادگی بخشی از بدنه جامعه و تاب آوری بخش قابل توجهی از بدنه جامعه و تاب آوری اکثریت مردم مواجه شد.

وضعیت موجود و دورنمای روابط خارجی

با وجود وقوع این درگیری‌های نظامی، ارزیابی‌های اقتصادی و سیاسی نشان می‌دهد که ساختار کلان روابط بین‌الملل و تنگناهای اقتصادی پیشین همچنان تداوم یافته است. به نظر می‌رسد به دلیل جایگاه ایالات متحده در نظام اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جهان، بسیاری از کشورها همچنان اولویت خود را بر حفظ روابط با واشنگتن و پرهیز از تنش قرار داده‌اند. حتی شرکای مهم ایران (مانند روسیه و چین) نیز سیاست‌های خود را بر پایه منافع ملی و اجتناب از تقابل مستقیم با آمریکا تنظیم می‌کنند.

در چنین شرایطی، تحلیل وضعیت کشور نشان می‌دهد که تحقق گشایش‌های بزرگ اقتصادی، جذب گسترده سرمایه‌گذاری خارجی و خروج کامل از انزوای سیاسی، بدون تغییر در پارادایم‌های کلان سیاست خارجی، بسیار بسیار دشوار است.

راه حل های واقعی

برای خروج از وضعیت فعلی و بهره‌گیری از توانمندی‌های داخلی، رویکردهای اصلاحی زیر ضروری به نظر می‌رسد:

اصلاحات ساختاری و اقتصادی:

کاهش واقعی تصدی‌گری دولت، جایگزینی نظارت راهبردی به جای دخالت مستقیم و اقتصاد دستوری، حذف رانت‌ها و ویژه‌خواری‌ها، حذف یارانه‌های غیرمستقیم و پنهان و جایگزینی آن‌ها با یارانه‌های مستقیمِ مبتنی بر دهک‌بندی.

توسعه سیاسی و اجتماعی:

تقویت رسانه‌های مستقل، توسعه احزاب سیاسی، جلب اعتماد عمومی از طریق افزایش اقناع سازی افکارعمومی، رضایت اجتماعی و پرهیز جریان‌ها و اشخاص سیاسی از ایجاد تنش‌های داخلی.

تقویت سرمایه‌های فرهنگی:

بازتولید فرهنگ کار، توجه به علوم انسانی، تقویت نهادهای مردمی و حمایت از تولیدات فرهنگی مبتنی بر زیست‌بوم و تجربیات زیسته‌داخلی.

افزایش قدرت بازدارندگی دفاعی:

به‌روزرسانی و تقویت توانمندی‌های نظامی تا سطح بازدارندگی پایدار در برابر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای.

تیجه‌گیری

از دیدگاه تحلیلی، بهبود شرایط کشور حتی در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر است، اما این امر در گرو بازبینی و اصلاح مسیرهای توسعه‌محور است. در صورت اتخاذ رویکردهای مبتنی بر اصلاحات ساختاری و تقویت مشارکت اجتماعی، امکان تغییر محسوس شرایط داخلی و بین‌المللی و دستیابی به گشایش‌های اقتصادی و توسعه پایدار وجود دارد.
تحقق این اهداف در عمل، بیش از هر چیز به اراده و عملکرد مسئولان کشور بستگی دارد.

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

آخرین اخبار