رسانه اختصاصی صنایع و صنوف خودرویی

رسانه اهل فن

رسانه اهل فن

قیمت گذاری دستوری، ضرورت یا قانون؟

برون‌رفت از بحران خودروسازی ایران: نگاهی راهبردی به ترتیب اصلاحات

قیمت گذاری دستوری، ضرورت یا قانون؟

دکتر سیاوش سیار ایرانی (مدرس دانشگاه، عضو هیات علمی سازمان متخصصین و مدیران ایران)

 

صنعت خودروسازی ایران در یک دور باطل گرفتار آمده است: انحصار و ناکارآمدی منجر به هزینه‌های بالا و ضرر می‌شود، دولت برای حمایت از مصرف‌کننده و کنترل تورم، قیمت‌گذاری دستوری اعمال می‌کند، و این قیمت‌گذاری، خود به نوبه‌ خود، هرگونه انگیزه برای رفع ناکارآمدی را از بین می‌برد. این چرخه معیوب، صنعت را به وضعیتی «قفل‌شده» رسانده است. بسیاری از اقتصاددانان، حذف یک‌باره قیمت‌گذاری دستوری را به عنوان نخستین گام درمان پیشنهاد می‌کنند. اما یک تحلیل راهبردی‌تر نشان می‌دهد که حذف قیمت‌گذاری دستوری، بدون ایجاد پیش‌زمینه‌های لازم، تنها شوک بزرگی به اقتصاد وارد می‌کند و بحران را حادتر خواهد کرد. راه‌حل واقعی، اجرای یک برنامه تدریجی و مرحله‌ای است که در آن سه اصل ارتقای بهره‌وری، خروج از انحصار و خصوصی‌سازی واقعی بر حذف قیمت‌گذاری تقدم دارد.

فاز اول: جراحی ساختاری؛ پیش‌نیاز آزادسازی قیمت

هدف نهایی، رسیدن به بازار رقابتی با قیمت‌های آزاد است. اما حرکت مستقیم به سمت این هدف، با ساختار فعلی، محکوم به شکست است. آزادسازی قیمت در یک بازار انحصاری و ناکارآمد، تنها به معنای افزایش کاذب قیمت‌ها، تورم افسارگسیخته و ثروت‌اندوزی بیشتر انحصارگران است. بنابراین، فاز اول باید متمرکز بر ایجاد بسترهای لازم برای رقابت باشد.

۱. ارتقای بهره‌وری: قلب تپنده اصلاحات

بهره‌وری پایین، سرطان صنعت خودروسازی ایران است. این مشکل ریشه در چند عامل دارد:

فقدان مدیریت مدرن: ساختارهای سنتی و غیرشفاف مدیریتی، تصمیم‌گیری را کند و هزینه‌بر کرده است.

تراکم نیروی انسانی: تعداد پرسنل فراتر از نیاز واقعی و استانداردهای جهانی است که بار مالی عظیمی را ایجاد می‌کند.

فناوری منسوخ خطوط تولید: خطوط تولید قدیمی و عدم سرمایه‌گذاری در نوسازی، منجر به هدررفت مواد اولیه، انرژی و زمان می‌شود.

 

راهکارهای عملیاتی:

افزایش حجم تولید: برنامه ریزی مناسب برای استفاده حداکثری از پتانسیل موجود و افزایش سطح تولید و در نتیجه کاهش هزینه تمام شده economy of scale

اجرای طرح‌های بازخرید داوطلبانه و بازآرایی نیروی انسانی: دولت می‌تواند با ارائه بسته‌های تشویقی، زمینه کاهش اجباری نیروی کار را بدون ایجاد بحران اجتماعی فراهم کند. این کار باید همراه با آموزش‌های مهارتی جدید برای جذب در بخش‌های دیگر اقتصاد باشد.

اجبار به استانداردسازی و به کارگیری سیستم‌های ناب (Lean Production): دولت می‌تواند اعطای هرگونه تسهیلات جدید یا معافیت مالیاتی را منوط به اجرای سیستم‌های بین‌المللی مدیریت کیفیت و بهره‌وری کند.

مشارکت اجباری با مشاوران زبده داخلی یا بین‌المللی: وارد کردن مشاوران مستقل و معتبر جهانی برای بازنگری در فرآیندهای تولید، زنجیره تأمین و مدیریت، می‌تواند تزریق کننده دانش روز باشد. بدون بهبود محسوس در بهره‌وری، کاهش قیمت تمام‌شده غیرممکن است و هرگونه آزادسازی قیمت، تنها به جیب سوداگران واریز می‌شود.

۲. خروج صنعت خودرو از حالت انحصاری: ایجاد فضای تنفس برای رقابت

انحصار دوگانه، سمّی است که رقابت را می‌کشد. تا زمانی که مصرف‌کننده حق انتخاب نداشته باشد، هیچ اهرم فشاری برای بهبود کیفیت و کاهش قیمت وجود ندارد.

راهکارهای عملیاتی:

تسهیل ورود بازیگران جدید خصوصی: دولت باید با ایجاد مشوق‌های مالیاتی و تضمین‌های لازم، سرمایه‌گذاران خصوصی قدرتمند داخلی را ترغیب به ورود به این عرصه کند. حتی می‌توان با اختصاص زمین و زیرساخت، پارک‌های صنعتی تخصصی خودرو را برای این بازیگران جدید ایجاد کرد.

تفکیک و تجزیه خودروسازان بزرگ: در صورت لزوم، می‌توان خودروسازان بزرگ دولتی را به چند شرکت کوچک‌تر و مستقل تقسیم کرد که هرکدام روی یک بخش خاص (مانند خودروی سواری، تجاری، الکتریکی) متمرکز شوند. این کار رقابت درونی ایجاد می‌کند.

اجازه واردات محدود و هدفمند: واردات خودرو نمی‌تواند راه‌حل دائم باشد، اما به عنوان یک «شوک درمانی» برای نشان دادن استانداردهای جهانی به تولیدکنندگان داخلی ضروری است. واردات باید با تعرفه‌های منطقی و به صورت محدود (مثلاً ۲۰٪ از بازار) انجام شود تا هم فشار رقابتی ایجاد کند و هم از نابودی کامل صنعت داخلی جلوگیری نماید.

۳. خصوصی‌سازی واقعی: قطع بند ناف دولت و خودروساز

خصوصی‌سازی‌های گذشته عمدتاً شکست خورده‌اند زیرا مالکیت از دولتی به نهادهای شبه‌دولتی (مانند بنیادها و صندوق‌های بازنشستگی) منتقل شده است. این نهادها نیز فاقد انگیزه سودآوری و مدیریت کارآفرینانه هستند.

راهکارهای عملیاتی:

فروش سهام به بخش خصوصی واقعی و شفاف: دولت باید بلوک‌های کنترلی خودروسازان را در بورس اوراق بهادار و از طریق مزایده‌های بین‌المللی به سرمایه‌گذاران خصوصی دارای سابقه و تخصص بفروشد.

قطع رابطه اعتباری: همزمان با خصوصی‌سازی، باید اعلام شود که هیچ تسهیلات جدید دولتی به این شرکت‌ها تزریق نخواهد شد. شرکت‌های جدید باید برای تأمین مالی، به سیستم بانکی خصوصی و بازار سرمایه متکی باشند.

حکمرانی خوب شرکتی: در شرکت‌های جدید، ساختار حاکمیت شرکتی (Corporate Governance) با حضور مدیران مستقل و پاسخگویی شفاف به سهامداران باید به طور کامل اجرا شود.

فاز دوم: آزادسازی تدریجی و نظارت بر بازار

پس از آنکه اقدامات فاز اول به ثمر نشست و نشانه‌های بهبود در بهره‌وری، کاهش نسبی قیمت تمام‌شده و ظهور رقبای جدید مشاهده شد، نوبت به فاز دوم یعنی آزادسازی قیمت می‌رسد. این آزادسازی نیز باید به صورت گام‌به‌گام و هوشمندانه انجام پذیرد:

آزادسازی سبد محصولات: ابتدا قیمت خودروهای لوکس و بالاتر از یک سقف مشخص آزاد شود تا تأثیر تورمی کمتری داشته باشد.

اعمال سقف قیمت شناور: به جای تعیین یک قیمت ثابت، دولت می‌تواند یک سقف قیمت بر اساس فرمولی مشخص (مثلاً قیمت تمام‌شده به اضافه سود معقول) تعیین کند و به تدریج دامنه نوسان را افزایش دهد.

نظارت بر بازار و مقابله قاطع با رانت و دلالی: همزمان با آزادسازی، نهادهای نظارتی باید با قدرت تمام با هرگونه احتکار و ایجاد بازار سیاه برخورد کنند.

 

اولویت‌بندی عقلانی به جای شوک درمانی

تجربه جهانی نشان می‌دهد که آزادسازی اقتصادی تنها در بستر یک رقابت واقعی و وجود بنگاه‌های کارآمد به نتیجه مطلوب می‌رسد. در صنعت خودروسازی ایران، حذف قیمت‌گذاری دستوری در ابتدای کار، مانند قطع کردن داروی مسکن برای بیمار در حال جراحی است که منجر به مرگ می‌شود. بیمار تحت عمل جراحی (ارتقای بهره‌وری، شکست انحصار و خصوصی‌سازی) قرار گیرد، دوره نقاهت را سپری کند و سپس داروهای مسکن (قیمت‌گذاری دستوری) به تدریج قطع شوند.

این راهبرد اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت نیازمند صبر، سرمایه‌گذاری و اراده سیاسی قوی باشد، اما تنها مسیر پایدار برای نجات صنعت خودروسازی، تبدیل آن به یک صنعت مولد و رقابت‌پذیر در سطح منطقه و پایان بخشیدن به دور باطل کنونی است.

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

آخرین اخبار