در سایه تنشهای نظامی میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل، کشورهای خلیج فارس با استراتژیای جدید وارد میدان شدهاند. آنها با وعدههای اقتصادی کلان، تلاش دارند چین را متقاعد کنند تا با اعمال فشار دیپلماتیک، تهران را به پذیرش شروط واشنگتن سوق دهد؛ استراتژیای که ریسکهای امنیتی و اقتصادی بزرگی برای منطقه دارد.
در حالی که جهان با احتمال درگیری گستردهای میان ایران و نیروهای آمریکایی و اسرائیلی دستوپنج نرم میکند، بازیگران منطقهای، بهویژه کشورهای عربی خلیج فارس، نقش پررنگتری ایفا میکنند. اخیراً دونالد ترامپ ادعا کرده است که حمله به ایران را به درخواست کشورهای عربی به تعویق انداخته است. اگرچه این ادعا ممکن است تاکتیکی برای کنترل بازار نفت باشد، اما اگر فرض را بر صحت آن بگذاریم، پرسش اصلی این است: کشورهای عربی چرا عجله دارند؟ و چه نقشهای برای این چند روز باقیمانده در سر دارند؟
دیپلماسی پنهان: فشار بر چین برای فشار بر ایران
بر اساس گزارشهای منتشر شده، کشورهای عربی در حال انجام لابیگری گسترده در پکن هستند. استراتژی آنها بر پایه وعدههای اقتصادی سنگین استوار است:
- تأمین پایدار نفت: تضمین عرضه نفت به چین با شرایط ثبات بیشتر.
- بازار صادراتی: خرید کالاهای صادراتی چین به قیمتهای بالاتر و نامتعارف.
هدف نهایی این مأموریت، تکمیل کاری است که ترامپ در سفر خود به پکن ناتمام گذاشت: متقاعد کردن چین برای فشار بر ایران جهت دستیابی به توافق با آمریکا. کشورهای عربی معتقدند چون چین رقیب مستقیم آمریکا نیست و رابطه اقتصادی عمیقی با آن دارد، اما در عین حال شریک اقتصادی غول شرق است، میتوانند از این پتانسیل برای تغییر رفتار تهران استفاده کنند.
چرا چین؟ چرا نه آمریکا؟
دلایل این انتخاب هوشمندانه اما پرریسک در ذهن کشورهای عربی مشخص است:
- عدم تعهد چین به «دیپلماسی قدرت»: برخلاف آمریکا که از ابزار فشار نظامی و تحریمی استفاده میکند، چین بر «دیپلماسی اقتصادی» تکیه دارد.
- تجربه شکستخورده با آمریکا: پس از تغییر دولت در آمریکا و روی کار آمدن جو بایدن و کاهش توجه به بنسلمان، عربستان و دیگر کشورهای عربی به سمت پکن متمایل شدند.
- نقش میانجی چین: چین با طرح «کمربند و جاده» تلاش کرد صلحی میان ایران و عربستان ایجاد کند (توافق ریاض-تهران). اکنون کشورهای عربی میخواهند از همین اعتماد چین برای اهداف ضدایرانی استفاده کنند.
ترس از ویرانی زیرساختهای حیاتی
انگیزه اصلی این فشارهای دیپلماتیک، ترس از ویرانی کامل زیرساختهای اقتصادی و امنیتی کشورهای عربی است. کشورهای خلیج فارس میدانند که در صورت وقوع جنگ، نیروگاههای نفتی و گازی عربستان، امارات و سایر کشورها، اهداف اصلی حملات موشکی و پهپادی ایران خواهند بود. بنابراین، آنها در این چند روز حیاتی، با وعدههای بزرگ برای پیشبرد طرح «کمربند و جاده» و تسهیل تجارت، سعی دارند پکن را متقاعد کنند که امنیت اقتصادی منطقه بدون توافق ایران و آمریکا ممکن نیست.
آیا چین بازی را میپذیرد؟
سؤال بزرگ اینجاست که آیا شی جین پینگ حاضر میشود در بازی کشورهای عربی وارد شود؟ چین به خوبی میداند که آمریکا رقیب ژئوپلیتیک خود است و هرگز تحت فشار کشورهای ثالث، منافع استراتژیک خود در برابر آمریکا را به خطر نمیاندازد. از سوی دیگر، چین به دنبال ثبات در تأمین انرژی است و درگیری طولانیمدت در خاورمیانه، حتی اگر منجر به توافق شود، میتواند بازارهای نوظهور و پروژههای اقتصادی خود را با اختلال مواجه کند.
در حال حاضر، منطقه در انتظار پاسخ پکن است. اگر چین وارد این بازی شود، ممکن است فشار دیپلماتیک بر تهران افزایش یابد؛ اما اگر پکن از پیشنهادها استقبال نکند، کشورهای عربی با خلاء دیپلماتیک و تهدید امنیتی جدیتری روبرو خواهند شد.





