پایداری ساختار اجرایی کشور در شرایط بحرانی، لزوم تفکیک میان تورم ناشی از زنجیره تولید و تخلفات قیمتی در بازار عرضه را دوچندان کرده است؛ دغدغهای که کارشناسان معتقدند از طریق افزایش اختیارات استانی، گرهگشایی از چالشهای مالی اصناف و تبیین دقیق تغییرات ساختاری برای افکار عمومی، کاملاً قابل مدیریت و هدایت خواهد بود.
طغیان تندروهای کنگره علیه استراتژی جدید کاخ سفید در قبال تهران
بروز نشانههایی از پیشرفت در تفاهمنامه کاهش تنش میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، موجی از انتقادات علنی و بیسابقه را در میان نخبگان ارشد حزب جمهوریخواه علیه دکترین دیپلماتیک دونالد ترامپ به راه انداخته است. بر اساس گزارش تحلیلی پایگاه خبری بریتانیایی میدل ایست آی (Middle East Eye)، شاهینهای سیاست خارجی واشنگتن هشدار میدهند که بندهای مندرج در این توافق احتمالی، به منزله یک امتیازدهی بزرگ است که موقعیت منطقهای تهران را تثبیت کرده و امنیت رژیم صهیونیستی را به مخاطره میاندازد. این موج از مخالفتها درست پس از آن شدت گرفت که رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد پیشنویس یک یادداشت تفاهم برای پایان دادن به درگیریهای نظامی چندماهه، تا حدود زیادی نهایی شده و در آستانه امضا قرار دارد. بر اساس اظهارات ترامپ، این توافق شامل بازگشایی کامل تنگه هرمز خواهد بود؛ آبراه راهبردی و حیاتی انرژی جهان که کنترل موثر آن موازنه قدرت را تغییر داده است. نکته چالشبرانگیز برای محافل تندرو در واشنگتن این است که رئیسجمهور آمریکا در فرآیند این گفتگوها اشارهای به برنامه هستهای ایران نکرده است، پدیدهای که نقدهای شدیدی را از سوی کمیسیونهای امنیتی کنگره به همراه داشته است.
به گزارش میدل ایست آی، مواضع رسمی دیپلماسی تهران نیز تایید میکند که چارچوب اولیه این تفاهمنامه در قالب ۱۴ بند کلیدی و برای یک دوره موقت ۳۰ تا ۶۰ روزه تنظیم شده است. این ساختار حقوقی مواردی نظیر رفع محاصره دریایی، بازگشایی شریانهای نقلوانتقال انرژی و پایان دادن به درگیریها در تمامی جبههها از جمله لبنان را در بر میگیرد و گزارشهای موازی نیز از احتمال آزادسازی بخش قابل توجهی از داراییهای ارزی بلوکهشده ایران حکایت دارند. با این حال، مقامات ارشد تهران صراحتاً هرگونه مذاکره در خصوص ذخایر اورانیوم غنیشده خود را رد کرده و موضوعات هستهای را خارج از دایره این گفتگوهای اضطراری دانستهاند. هفتهها رایزنیهای فشرده و دیدارهای تاریخی در اسلامآباد که پس از آتشبس موقت اولیه شکل گرفت، اگرچه هنوز به یک معاهده دائم منجر نشده، اما عقبنشینیهای تاکتیکی واشنگتن، حامیان رویکرد نظامی را به شدت نگران کرده است؛ تا جایی که سناتور لیندسی گراهام صراحتاً هشدار داده که باقی ماندن توان ساختاری و نظامی ایران در این تفاهمنامه، به یک کابوس ابدی برای اسرائیل تبدیل خواهد شد و فرضیه تضعیف زیرساختهای خلیج فارس را برای همیشه ابطال میکند.
انشقاق درونحزبی و سایه دکترین اوباما بر اردوگاه ترامپ
عمق شکاف در میان وفاداران به جریان محافظهکار زمانی آشکارتر شد که تامی کاتن، رئیس کمیسیون اطلاعات سنا و راجر ویکر، رئیس کمیسیون نیروهای مسلح، به صف منتقدان این توافق ۶۰ روزه پیوستند. ویکر این تفاهم را یک فاجعه دیپلماتیک خواند که تمام دستاوردهای عملیات نظامی موسوم به «خشم حماسی» را به نابودی میکشاند. وی مشاوران پنهان کاخ سفید را متهم کرد که رئیسجمهور را به سمت امضای کاغذی بیارزش سوق میدهند، به جای آنکه اجازه دهند فرآیند فشار حداکثری به سرانجام برسد. سناتور تد کروز نیز با ورود به این کارزار رسانهای، احیای دسترسی مالی تهران به میلیاردها دلار دارایی آزادشده در کنار حفظ توانمندی غنیسازی و تسلط بر تنگه هرمز را یک اشتباه استراتژیک و فاجعهبار توصیف کرد. کروز تلاش کرد تا تقصیر این چرخش ناگهانی را بر گردن مشاورانی بیندازد که ترامپ را به سمت این مسیر هدایت کردهاند.
تندترین لبه تیز انتقادات اما از سوی مایکل پومپئو، وزیر امور خارجه سابق آمریکا شلیک شد. پومپئو این الگوی مذاکراتی را رونوشتی دقیق از تاکتیکهای تیم دیپلماسی دوران باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ دانست و تاکید کرد که مفاد این توافق هیچ سنخیتی با شعار «اول آمریکا» ندارد. به باور او، واشنگتن باید موازنه قوا را صرفاً از طریق ابزارهای نظامی و تحریمهای خردکننده حفظ کند. جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی نیز گفتگو با تهران را اتلاف وقت دانست. این حجم از مخالفتهای ساختاری در شرایطی است که دونالد ترامپ میان تهدید به حملات بیسابقه و ابراز خوشبینی به دستیابی به یک توافق ۵۰-۵0 در نوسان است؛ نوسانی رفتاری که نشاندهنده چالشهای عمیق واشنگتن در مدیریت پیامدهای اقتصادی انسداد آبراههای بینالمللی انرژی است.
تاثیر تلاطمهای ژئوپلیتیک خلیج فارس بر زنجیره تامین و لجستیک صنعتی
تحولات و تنشهای شدید در منطقه خلیج فارس و وضعیت آبراه راهبردی تنگه هرمز، مستقیماً بر بازارهای ثانویه، قیمت جهانی حاملهای انرژی و زنجیرههای تامین بینالمللی اثرگذار است. ایجاد هراس در خطوط کشتیرانی و نوسان در قیمت سوخت ناشی از بحرانهای دریایی ماههای گذشته، ریسکهای لجستیکی را برای بازرگانان خرد و کلان به شدت افزایش داده بود. ثبات و پیشبینیپذیری مسیرهای ترانزیتی و دریایی، اصلیترین نیاز برای پایداری زنجیره توزیع کالاها و مواد اولیه در صنایع مختلف است. پایش دقیق این بحران دیپلماتیک و احتمال نهایی شدن آتشبس نشان میدهد که بازگشایی این شاهراه حیاتی میتواند هزینههای حملونقل بینالمللی و ترانزیت کالا را کاهش داده و ثبات را به بازارهای مالی بازگرداند؛ دغدغهای که فعالان تجاری و ارائهدهندگان خدمات لجستیک همواره آن را به عنوان یک متغیر کلیدی در تحلیلهای بازار رصد میکنند.





