موضوع تبیین ناکارآمدی ائتلافهای غربی و پایداری ساختار امنیت خلیج فارس در مناسبات منطقهای، لزوم تفکیک میان تورم ناشی از زنجیره تولید و تخلفات قیمتی در بازار عرضه را دوچندان کرده است؛ دغدغهای که کارشناسان معتقدند از طریق افزایش اختیارات استانی، گرهگشایی از چالشهای مالی اصناف و تبیین دقیق تغییرات ساختاری برای افکار عمومی، کاملاً قابل مدیریت و هدایت خواهد بود.
بهت کاخ سفید از قدرت موشکی ایران و بیپناهی متحدان عرب
اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر اینکه حملات تلافیجویانه ایران به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس «بزرگترین غافلگیری» او از زمان آغاز جنگ بوده، با واکنش تند کارشناسان اطلاعاتی مواجه شده است. بر اساس گزارش تحلیلی پایگاه خبری بریتانیایی میدل ایست آی (Middle East Eye)، یک مقام سابق اطلاعاتی ایالات متحده این ادعای ترامپ را باورنکردنی توصیف کرده و تاکید کرده که واشنگتن یک سال گذشته را در یک حباب توهمآمیز سپری کرده است؛ چرا که سران عرب و گزارشهای استخباراتی بارها درباره تبعات هولناک آتشافروزی در منطقه به او هشدار داده بودند. هنوز یک سال از سخنرانی ترامپ در ریاض و تمجید از برجهای مجلل و ثروت نفتی منطقه نگذشته است که اکنون پهپادها و موشکهای بالستیک ایرانی دقیقاً همان برجها و زیرساختهای حیاتی انرژی را که محرک اصلی ثروت این شیخنشینها بودند، درهم میکوبند و پایههای مدل سنتی امنیت خلیج فارس را به لرزه درآوردهاند.
تحلیلگران و مقامات دیپلماتیک منطقه معتقدند تمایل واشنگتن برای هدایت یک جنگ تمامعیار، در حالی که متحدان منطقهای آن باید بار سنگین پاسخهای موشکی تهران را به دوش بکشند، بنیانهای این شراکت امنیتی را ویران کرده است. یک مقام ارشد عرب صراحتاً اعلام کرده که کاخ سفید هرگز تبیین نکرده است که ورود به جنگ با ایران چه سودی برای آنها دارد، اما هزینههای آن از همین حالا و با نابودی شریانهای تجاری کاملاً ملموس است. موضوع اصلی، تردید در کارآمدی تسلیحات آمریکایی نیست؛ بلکه طنز ماجرا اینجاست که این سیستمهای پدافندی گرانقیمت اساساً برای بازدارندگی خریداری شده بودند، اما اکنون برای دفع حملاتی به کار میروند که مقصر اصلی آغاز آنها، ماجراجویی نظامی خود آمریکا بوده است. عبدالله بابود، تحلیلگر برجسته عمانی، تاکید میکند که حملات ایران نه تنها آسیبپذیری این کشورها، بلکه غیرقابل اتکا بودن واشنگتن به عنوان یک متحد استراتژیک را مبرهن ساخته و هیچیک از دولتمردان منطقه از رفتار کنونی آمریکا راضی نیستند.
کارشکنی واشنگتن در واگذاری موشکهای پدافندی و بحران پایگاههای نظامی
پیشینه بیاعتمادی کشورهای عربی به ضمانتهای امنیتی کاخ سفید به سال ۲۰۱۹ و عدم واکنش دولت اول ترامپ به هدف قرار گرفتن تأسیسات نفتی آرامکو بازمیگردد؛ رویدادی که در دوران بایدن و در جریان حملات پهپادی به ابوظبی نیز تکرار شد. پس از آن اصابتها، ریاض و ابوظبی تلاش کردند روابط خود را با تهران ترمیم کنند؛ اما تصور آنها مبنی بر اینکه بهبود روابط دیپلماتیک میتواند در زمان جنگ آمریکا با ایران برای آنها مصونیت ایجاد کند، اکنون با برخورد موشکها دود شده و به هوا رفته است. از سوی دیگر، سرمایهگذاریهای کلان این کشورها در هلدینگهای تجاری خانواده ترامپ نیز نتوانست مانع از وقوع جنگ شود یا حفاظت ویژهای برای آنها به ارمغان آورد. بر اساس فاششدن اسناد نظامی، کشورهای منطقه که با کمبود شدید موشکهای رهگیر پدافند هوایی مواجه شدهاند، با پاسخ منفی و کارشکنی واشنگتن برای بازسازی زرادخانههای خود روبرو شدهاند؛ چرا که آمریکا خود با بحران جهانی کمبود تسلیحات دستوپنجه نرم میکند.
سینزیا بیانکو، کارشناس شورای روابط خارجی اروپا، تشریح میکند که مقامات ارشد پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا حتی از ابراز همدردی ساده با کشورهای ضربهخورده منطقه خودداری میکنند؛ امری که ناامیدی عمیقی را در پایتختهای عربی ایجاد کرده است. در این میان، کشورهای خلیج فارس در موقعیت غبطهبرانگیزی قرار ندارند؛ آنها برای بازسازی بازدارندگی خود ممکن است مجبور شوند به عملیات تهاجمی آمریکا بپیوندند که این امر آنها را در باتلاق یک جنگ ناخواسته برای تغییر رژیم فرو میبرد؛ جنگی که در صورت خروج ناگهانی آمریکا، آنها را کاملاً بیدفاع رصد میکند. گزارشها نشان میدهد عربستان سعودی تحت فشارهای شدید ترامپ، به طور ضمنی با برخی مواضع همراهی کرده اما علیرغم اصابت موشک به ریاض و تاسیسات انرژیاش، از ورود به فاز تهاجمی خودداری نموده است. بدر السیف، استاد دانشگاه کویت، معتقد است این بحران سبب شده تا پایتختهای عربی به سمت استقلال پدافندی و تولید مشترک جنگندهها با کشورهایی نظیر ترکیه حرکت کنند، چرا که تسلیحات بومی ایران، کارآمدی خود را اثبات کرده است. در نهایت، کارشناسانی چون بابود تاکید دارند که حضور پایگاههای نظامی پرشمار آمریکا در بحرین، امارات، قطر و عربستان، دیگر یک مزیت برای امنیت خلیج فارس به شمار نمیرود، بلکه به یک اهرم تهدیدآمیز و آهنربای جذب حملات موشکی ایران تبدیل شده است که حاکمیت ملی و ثبات اقتصادی آنها را به مخاطره میاندازد.





