رسانه اختصاصی صنایع و صنوف خودرویی

رسانه اهل فن

رسانه اهل فن

روز ملی صادرات یا جشن بی‌عرضگی دولت؟

روز ملی صادرات یا جشن بی‌عرضگی دولت؟

روز ملی صادرات گذشت، و مانند هر سال، انبوهی از وعده‌ها، شعارها و امیدهای تکراری دوباره روی صحنه آمدند. اما سخنان این بار دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، رنگ و بوی دیگری داشت. او در جمله‌ای جنجالی گفت:

«مشکل ما تحریم نیست، ما بی‌عرضگی کردیم.»
جمله‌ای که به ظاهر شجاعانه است؛ اما در عمق خود، تصویری از سردرگمی مدیریتی و ناتوانی ساختاری کشور در درک ریشه‌های بحران اقتصادی را آشکار می‌کند. اعترافی بدون نسخه درمان، فقط زخمی تازه بر زخم اعتماد عمومی می‌افزاید.

پزشکیان در این مراسم از نقش تولید و صادرات در بقای کشور گفت: «اگر دولت و لشکر و مالیاتی هست، از برکت صنعت و تجارت است.» این نگاه در ظاهر درست است، اما پرسش اصلی اینجاست: اگر تولید و صادرات چنین اهمیتی دارد، چرا سیاست‌های دولت‌های متوالی دقیقاً خلاف آن عمل کرده‌اند؟ چرا هنوز صادرکننده ایرانی برای گرفتن یک مجوز ساده، باید در صف سامانه‌ها فرسوده شود؟ چرا نرخ سود بانکی از سود تولید بالاتر است و چرا ارزش هر تُن صادراتی کشور رو به کاهش گذاشته است؟

پزشکیان از «آمادگی دولت برای رفع موانع» گفت و تأکید کرد که حاضر است «هر روز و هر هفته با فعالان اقتصادی بنشیند». اما این وعده‌ها پیش‌تر هم شنیده شده‌اند؛ هر بار با عنوانی تازه، هر بار با شور و حرارتی کوتاه‌مدت. مشکل نه در شنیدن درد تولیدکننده، بلکه در نداشتن اراده نهادی برای درمان دردهاست. وقتی نظام اداری کشور بر پایه‌ی تصمیمات لحظه‌ای و بخشنامه‌های ضد و نقیض می‌چرخد، هر وعده‌ای برای «رفع موانع تولید» به شوخی تلخی تبدیل می‌شود که فعالان اقتصادی سال‌هاست از شنیدن آن خسته‌اند.

این‌که رئیس‌جمهور بگوید تحریم مانع اصلی نیست، در ظاهر جسورانه است، اما در عمل، پاک‌کردن نیمی از واقعیت است. تحریم‌ها واقعاً وجود دارند و مسیر صادرات، نقل‌وانتقال پول و جذب سرمایه را فلج کرده‌اند. در عین حال، ناکارآمدی مدیریتی نیز عامل مهمی است. اما نادیده‌گرفتن اثر تحریم‌ها، تنها باعث می‌شود نظام تصمیم‌گیری کشور، درکی ناقص از میدان نبرد اقتصادی پیدا کند. جنگی که دشمنش فقط بی‌عرضگی داخلی نیست، بلکه دیوارهای تحریم و انزوای مالی جهانی است.

پزشکیان تولیدکنندگان را «سربازان خط مقدم» خواند و گفت دولت در کنار آن‌ها خواهد جنگید. اما سرباز بدون سلاح و تدارک، قربانی است نه پیروز. صادرکننده‌ی ایرانی امروز با کمبود مواد اولیه، نوسان شدید ارز، ضعف لجستیکی، و محدودیت‌های بانکی مواجه است. در چنین میدانی، حتی با روحیه‌ی جنگی هم نمی‌توان کاری کرد. حمایت واقعی از خط مقدم اقتصاد، با سخنرانی و تقدیرنامه اتفاق نمی‌افتد؛ با اصلاح ساختار مالیاتی، بانکی و گمرکی اتفاق می‌افتد.

در سخنان رئیس‌جمهور نه از برنامه‌ی مشخص برای اصلاح نظام ارزی خبری بود، نه از راهکاری برای تسهیل بازگشت ارز صادراتی، نه حتی از سازوکار تازه‌ای برای هماهنگی بین دولت، مجلس و بخش خصوصی.
مشکل اینجاست که دولت‌ها در ایران عادت کرده‌اند به جای تغییر قواعد بازی، صرفاً بازیکنان را تشویق کنند. صادرکننده را می‌ستایند، اما همان روز با بخشنامه‌ای تازه، راه صادرات را سخت‌تر می‌کنند. نتیجه آن است که سهم ایران از بازار جهانی، با وجود ظرفیت عظیم انرژی، معدن و نیروی انسانی، کمتر از بسیاری کشورهای کوچک منطقه باقی مانده است.

پزشکیان گفت: «چرا امسال نه ؟ چرا همین حالا نه ؟» اما پاسخ روشن است: چون ساختار تصمیم‌گیری ایران به‌گونه‌ای است که «همین حالا» در آن وجود ندارد. فرایند تصویب، اجرا و نظارت در کشور به‌قدری فرساینده است که هر تصمیم اصلاحی تا به مرحله عمل برسد، ارزش اقتصادی خود را از دست می‌دهد. تولیدکننده امروز به تصمیم فوری نیاز دارد، نه به وعده‌ی دور.

رئیس‌جمهور جدید در آغاز راه است. جامعه هنوز به او فرصت می‌دهد، اما این فرصت بی‌پایان نیست. اگر دولت وی نتواند ظرف چند ماه نشانه‌ای از اصلاح ساختارها نشان دهد، سخنان پرحرارت روز صادرات به زودی به فهرست بلند وعده‌های ناکام دولت‌های پیشین خواهد پیوست. پزشکیان باید بداند که تاریخ، به‌ویژه تاریخ اقتصادی ایران، با سخنرانی نوشته نمی‌شود؛ با اقدام، شفافیت و پاسخ‌گویی نوشته می‌شود.

پزشکیان گفت «آینده را ما می‌سازیم»، و درست گفت. اما آینده زمانی ساخته می‌شود که سیاست از خطابه فاصله بگیرد و به برنامه تبدیل شود. کشور ما دیگر تاب تجربه‌های آزمون‌وخطایی ندارد. صادرکننده، کارآفرین و صنعتگر از وعده خسته است؛ آن‌ها نتیجه می‌خواهند.
اگر دولت جدید بتواند در عمل ثابت کند که واقعاً به تولید و تجارت باور دارد، می‌توان به روزی امیدوار بود که صادرات ایران نه یک شعار سالانه، بلکه موتور واقعی اقتصاد ملی باشد. اما تا وقتی سخن جای سیاست را می‌گیرد، «روز ملی صادرات» تنها یک جشن تشریفاتی خواهد ماند؛ پر از حرف، خالی از عمل.

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

آخرین اخبار