رسانه اختصاصی صنایع و صنوف خودرویی

رسانه اهل فن

رسانه اهل فن

اعتماد مُرده، بازار بی‌صاحب شده است

تحلیلی بر پنجمین نشست دبیرخانه مشترک سه اتاق اصناف، بازرگانی و تعاون

پنجمین نشست دبیرخانه مشترک سه اتاق بازرگانی، تعاون و اصناف ایران، بار دیگر فرصتی بود تا از ضرورت همکاری، تعامل و هم‌افزایی سخن گفته شود.
اما واقعیت این است که سال‌هاست چنین نشست‌هایی بیش از آن‌که محلی برای تصمیم‌سازی واقعی باشند، به تریبونی برای تکرار دغدغه‌های قدیمی تبدیل شده‌اند.

در این نشست، واژه‌ی «اعتماد» بیش از هر واژه دیگری تکرار شد، اما در فضای واقعی اقتصاد ایران، این اعتماد سال‌هاست میان دولت و بخش خصوصی از میان رفته است.

قاسم نوده‌فراهانی، رئیس اتاق اصناف ایران، تصریح کرد:
«اگر دولت به اصناف اعتماد کند و امور بازار را به آن‌ها بسپارد، بازار خود را تنظیم می‌کند.»
سخنی که نه تازه است و نه بی‌سابقه؛ مطالبه‌ای قدیمی که همچنان بی‌پاسخ مانده. دولت ترجیح می‌دهد بازار را با بخشنامه اداره کند، نه با منطق عرضه و تقاضا.

در حالی‌که در بسیاری از کشورها، دولت صرفاً نقش سیاست‌گذار را دارد، در ایران دولت تصمیم‌گیر، ناظر، مجری و حتی رقیب بازار است. نتیجه هم روشن است: بازار بی‌انضباط، تولید سردرگم و تشکل‌های صنفی بی‌اختیار.

صمد حسن‌زاده، رئیس اتاق بازرگانی ایران، گفت:
«سه اتاق با هم‌افزایی و هماهنگی می‌توانند مسیر توسعه اقتصادی کشور را هموار کنند.»
اما پرسش این است: پیش‌نیاز این هم‌افزایی چیست؟
سال‌هاست جلسات مشترک برگزار می‌شود و بیانیه‌ها صادر می‌گردد، اما سیاست‌گذاری‌ها همان است که بود. وقتی در بدنه دولت، باور به بخش خصوصی وجود ندارد، حتی اگر سه اتاق یک‌صدا شوند، باز هم صدایشان به دیوار بوروکراسی می‌خورد.

بهمن عبدالهی، رئیس اتاق تعاون ایران، نیز تأکید کرد:
«سه اتاق باید در نقد سیاست‌ها با صدایی واحد با دولت سخن بگویند.»
اما مشکل، فقط چندصدایی بخش خصوصی نیست؛ مشکل در گوش ناشنوای سیاست‌گذار است.
وقتی جایگاه بخش خصوصی در ساختار تصمیم‌گیری رسمی تعریف نشده باشد، هرقدر هم یک‌صدا شوند، اثرگذار نخواهد بود.

البته نباید همه تقصیر را بر دوش دولت گذاشت. بخشی از بی‌اعتمادی دولت، ریشه در عملکرد خود اتاق‌ها دارد. در بسیاری از انجمن‌ها و اتحادیه‌ها، شایسته‌سالاری جای خود را به روابط شخصی داده است.
مدیرانی که باید مدافع منافع اعضا باشند، درگیر رقابت‌های درون‌گروهی‌اند و نیروهای توانمند یا کنار زده شده‌اند یا دیگر انگیزه‌ای برای حضور ندارند.
در چنین فضایی طبیعی است که دولت به مدیران بخش خصوصی نه به چشم شریک تصمیم‌ساز، بلکه به‌عنوان بازوی اجرایی خود نگاه کند.

بخش تعاون نیز حال‌وروزی بهتر ندارد. قرار بود ۲۵ درصد اقتصاد کشور در اختیار تعاونی‌ها باشد، اما دولت به‌جای حمایت و هدایت، بر آن‌ها چنبره زده است. تعاونی‌ها به تمثالی بی‌جان تبدیل شده‌اند که کسی به آن فکر نمی‌کند.
در حالی‌که در جهان، نمونه‌های موفقی از واگذاری واقعی وجود دارد.
در ایالات متحده بخش عمده‌ای از نظام توزیع و کشاورزی در اختیار اتحادیه‌های تعاونی است و دولت صرفاً نقش تنظیم‌گر دارد؛ همین واگذاری موجب تاب‌آوری بالای آن‌ها در برابر بحران‌های جهانی شده است.
اما در ایران هنوز برای تصمیم‌گیری درباره بازار مرغ یا لبنیات باید منتظر نظر وزارتخانه‌ها ماند.

در این میان، اصناف ایران جایگاهی بی‌بدیل دارند.
آن‌ها یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های اقتصادی خاورمیانه‌اند: میلیون‌ها فعال اقتصادی، صدها اتحادیه و هزاران صنف خرد و متوسط.
صنعتگران، بازرگانان و کارآفرینان ایرانی توانمندند و در مراودات بین‌المللی این توانایی بارها ثابت شده است.
اما این ظرفیت عظیم تا زمانی که در قالب ساختاری حرفه‌ای و مستقل سازمان نیابد، فقط عددی بزرگ روی کاغذ است.
اصناف و فعالان اقتصادی باید از درون بازسازی شوند؛ با جذب نخبگان، آموزش، شفافیت و نوسازی ساختارها.
اعتماد، به‌ زور مطالبه به‌دست نمی‌آید؛ باید آن را با کارآمدی ساخت.

وقتی کوچک‌ترین تصمیم صنفی بدون تأیید مدیران سیاسی ممکن نیست، سخن گفتن از «اعتماد» بیشتر شبیه طنز تلخ اقتصادی است.
تا زمانی که دولت از تصدی‌گری به تنظیم‌گری بازنگردد و در مقابل، اصناف و بخش خصوصی از ساختار سنتی و غیرکارآمد خود عبور نکنند، اقتصاد ایران روی توسعه را نخواهد دید.

اعتماد میان دولت و بخش خصوصی باید دوطرفه باشد:
دولت باید میدان را واگذار کند و بخش خصوصی نشان دهد که اهل میدان است.
باید از نقش واکنشی خارج شود و به بازیگر فعال اقتصاد بدل گردد.
ریشه بحران‌های اقتصادی در کمبود منابع نیست؛ در بی‌اعتمادی است.
دولت می‌ترسد واگذار کند، و بخش خصوصی هنوز آن‌قدر حرفه‌ای نشده که بتواند کار را به‌دست گیرد.
تا زمانی که این دو در دو سوی دیوار تردید بایستند، بازار نفس نخواهد کشید.

اعتماد خیابان یک‌طرفه نیست؛ باید از هر دو سو باز شود.
دولت باید بپذیرد که بدون حضور واقعی اصناف و بخش خصوصی، اقتصاد نه مردمی می‌شود و نه پایدار.
و اصناف نیز باید بدانند که بدون شایسته‌سالاری، شفافیت، تخصص و انصاف، هیچ اعتمادی ماندگار نخواهد بود.

تا این درک متقابل شکل نگیرد، نشست‌های مشترک سه اتاق و شوراهای گفت‌وگو با دولت، همچنان تکرار همان واژه‌های زیبا و بی‌جان خواهند بود: «اعتماد، تعامل، همکاری».

چقدر فرصت دادید به مدیران بی‌تجربه‌ای که با سرکچل مردم برای خود کسی شده‌اند؟
بیایید، محض بقای خودتان هم که شده، میدان را به بخش خصوصی واقعی بسپارید؛
آن‌وقت همه نجات پیدا خواهیم کرد.
حسن بشارت نیا
خبرنگار آزاد
و مدیر مسئول

پی نوشت: در این نوشتار بجای «اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی» ، اختصارا «اتاق بازرگانی» نوشته شده است.

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

آخرین اخبار