رسانه اختصاصی صنایع و صنوف خودرویی

رسانه اهل فن

رسانه اهل فن

نفت برای پدر، برج برای پسر، فقر برای ملت

نفت برای پدر، برج برای پسر، فقر برای ملت

نفت را برادر ع. ش فروخت، برج را پسرش خرید. دانشگاه آزاد را عالی‌جناب ساخت، ع.ج مدیریت کرد، اما سندش قراره به نام مردم باشد. چی خودرو را «خصوصی» اعلام کردند، اما م.ه همان‌جا ماند تا «چشم ناظر» باشد. کارخانه را فروختند به ا.ت که سود ده شود؛ و … یعنی مأموریت‌ها خانوادگی تقسیم شد: یکی در نفت، یکی در فولاد، یکی در پتروشیمی، دیگری در خودرو، صنعت، بانک و تجارت خارجی. هر خانواده قسمتی از اقتصاد را گرفت و گفتند: ما مالک نیستیم، مأموریم. و همین شد که «اقتصاد خانوادگی» جای اقتصاد ملی را گرفت.

در اقتصاد سالم، کسب وکار خانوادگی یعنی تداوم، پشتکار، و احترام به کار.
کسب و کارخانوادگی، شرف خانواده است، هویت است، کارشان را به عنوان نام خانوادگی برمی گزینند. کارگران اعضای خانواده‌اند. مشتری مَلَک روزی است.

اما در ایرانِ امروز، این مفهوم وارونه شده؛ خانواده نه در خدمت تولید، که در خدمت تصاحب است. چیزی که ساخته‌ایم، «چپاول خانوادگی» است: شبکه‌ای از خانواده‌ها که منابع عمومی را میان خود تقسیم کرده‌اند و نامش را خدمت گذاشته‌اند.

دهه‌ها گذشته و نسل‌ها عوض شده‌اند، اما قواعد همان است. پدران با «ماموریت» شروع کردند، پسران با «اختیار» ادامه دادند، نوه‌ها با «مالکیت» به پایان رساندند.
اینجا همه چیز درون خانه می‌چرخد: تصمیم‌ها، قراردادها، پول‌ها. بیرون از خانه، کاسب، پیشه ور و صنعتگر مانده بی‌جان و کارآفرینانی که فقط تماشاگرند.
ما همه کارگران سیستم هستیم.

در این ساختار، رقابت جایی ندارد. شفافیت تهدید است. قانون ابزار است. همه چیز با نسبت‌ها معنا پیدا می‌کند. شرکت‌ها خصوصی‌اند اما با وام‌های دولتی زنده‌اند؛ پروژه‌ها «مردمی»اند اما با انتفاع مردم بیگانه.
وقتی اقتصاد چنین شود، تولید واقعی به حاشیه می‌رود و واردات به جای تولید قالب می‌شود. تولیدکننده جایی در این چرخه ندارد، چون او نسبت خانوادگی ندارد؛ فقط کار دارد.

اما کار دیگر فضیلت نیست. وقتی تولید بخوابد و چرخش سرمایه از مسیر طبیعی‌اش خارج شود، هیچ بانک مرکزی نمی‌تواند تورم را مهار کند و هیچ بسته‌ی حمایتی نمی‌تواند اشتغال بسازد. در غیاب اقتصاد ملی، خانواده‌های بانفوذ تبدیل می‌شوند به بانک‌های غیررسمیِ قدرت. آن‌ها تصمیم می‌گیرند چه صنعتی بماند و کدام کارگاه بمیرد.

اینجاست که آسیب شروع می‌شود: تولید که متوقف شود، درآمد واقعی فرو می‌ریزد. وقتی چرخ کارخانه نمی‌چرخد، چرخ اعتماد هم از کار می‌افتد. مردمی که کار ندارند، دیگر به آینده باور ندارند. دولت که نتواند بین جیره‌خواران و سهم‌گیران با ملت مرز بکشد، به تدریج همه‌چیز را می‌بازد نه فقط اقتصاد، بلکه مشروعیت را هم می بازد.

در غیاب اقتصاد ملی، کشور از درون تهی می‌شود. پول هست، اما جریان ندارد. ثروت هست، اما در گردش نیست. بانک‌ها پر از عددند اما خالی از ارزش. درآمدها در حساب خانواده‌ها می‌ماند و فقر، به بیرون نشت می‌کند. این همان لحظه‌ای است که ملت دیگر در اقتصاد سهمی ندارد، بلکه تنها نظاره‌گر است.

ماموران در اقتصاد خانوادگی در ظاهر باثبات جلوه می‌کنند، چون در دست چند نفر می‌چرخد؛ اما در واقع شکننده‌ترین نظام ممکن است. چون هیچ تکیه‌گاهی در مردم ندارد. وقتی اولین لرزش بیاید، همه‌ی آن برج‌های ساخته‌شده با پول نفت و رانت، با یک تکان فرو می‌ریزند.

اقتصاد ملی یعنی چرخیدن چرخ تولید، گردش سالم پول، و پیوند میان کار و ارزش. اما بانکداری خانوادگی این پیوند را قطع کرده است. وقتی تولید از نفس بیفتد، درآمد واقعی فرو می‌ریزد، اشتغال می‌میرد، و در نهایت، اعتماد هم از بین می‌رود.

بانکداری خانوادگی فقط فساد نیست؛ نوعی فرسایش تدریجی است  خوردن ریشه‌ی اقتصاد از درون. اگر این چرخه ادامه یابد، نه تنها رشد ممکن نخواهد بود، بلکه مفهوم «ملت» در اقتصاد معنای خود را از دست می‌دهد.

نجات در بازگشت به اصل ساده‌ای است: اقتصاد باید ملی باشد، نه خانوادگی. تولید باید محور باشد، نه رانت. و «ماموریت» بدون پاسخ‌گویی، فقط پوششی است برای مالکیت پنهان. تا زمانی که خانواده‌ها مرکز قدرت اقتصادی‌اند، چرخ تولید از حرکت باز می‌ماند و چرخ جامعه از امید خالی می‌شود.
و در همان حال، آن‌ها در کاخ‌ها و برج‌های خود نشسته‌اند، سر سفره‌ی ثروت و دارایی، در حالی که مردم از روزهای قبل فقیرتر شده‌اند.
همین خانه‌ها و بانک‌ها و قراردادها، نه ابزار رشد، که دیوارهایی هستند که میان ملت و آینده‌ی آن فاصله انداخته‌اند. ثروت در دستان انگشت‌شماری جمع شده و فقر به شکل طوفانی به جان جامعه افتاده است.
اینجا دیگر خبری از عدالت، کار و تولید نیست؛ فقط نظاره‌گری تلخ و سهم‌گرفتن عده‌ای در برابر محرومیت گسترده‌ی مردم.
حسن بشارت نیا
خبرنگار آزاد
و مدیر مسئول

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

آخرین اخبار