دیپلماسی نمیتواند جای تغییر درونی را بگیرد
رئیس کمیسیون صنعت اخیراً با بیانیهای جادویی ظاهر شد: «با دیپلماسی عزتمندانه، صنعت رونق خواهد گرفت.» اما من به عنوان خبرنگار قطعات خودرو که سالها این صنعت را پوشش دادهام، باید گفت: این نهتنها سادهلوحانه است، بلکه خطرناک هم هست.
- صنعت خودروسازی کشور ۲۰ درصد کوچکتر شده است. اما این عدد پشت سر خود یک داستان وحشتناک پنهان میکند:کارخانههای تعطیل: دربهای پسفروش بسته میشود
تامین کنندگان قطعات: کوچکترین کارخانهها ورشکسته میشوند
مهندسان و کارگران: هزاران نفر شغلشان را از دست میدهند
تحریمها؟ بله. جنگ؟ بله. اما اگر خود صنعت خودرو اصلاح نشود، دیپلماسی فقط یک نفس هوای گذرا است.
مسئله، سوانح مدیریتی است
من این سالها شاهد بودهام:
خودروسازان بزرگ چه میکردند؟
– بجای نوآوری، منتظر تحریمها را مسئول میداندند
– بجای بهبود کیفیت، فقط قیمت را بالا میبردند
– بجای آموزش کارگران، بدون توجه به نیروی انسانی کار میکردند
نتیجه؟ وقتی دیپلماسی (اگر هم اتفاق بیفتد) تحریمها را برداشت، خودروسازی چیز جدیدی برای فروش ندارد!
دیپلماسی بدون کیفیت = ناامیدی
رئیس کمیسیون میگوید: «فضای ثبات ایجاد شود تا سرمایهگذاری بیاید.»
اما سرمایهگذار کجایی میآید اگر:
– خودروی ایرانی جهانیتر نشود؟
– قطعات قابلاعتماد نباشند؟
– کارگران به درستی آموزش ندیده باشند؟
من با خبرنگاران خارجی صحبت کردم که میگویند: «ما درباره صنعت خودروی ایران علاقهمند نیستیم، زیرا کیفیتش جهانی نیست.»
این نه دیپلماسی است، این شرم است.
دیپلماسی ضروری است، اما نه کافی
دیپلماسی برداشتن تحریمها و باز کردن بازار جهانی میتواند یک شانس باشد، نه راه حل.
اما این شانس فقط وقتی کار میکند که:
1. صنعت خودرو خود را پاکسازی کند
2. کیفیت، اولویت یک شود
3. کارگران و مهندسان ارج گذاشته شوند
4. نوآوری، نه انتظار برنامه دولتی
بر اساس تجربهام در این صنعت، میدانم: دیپلماسی درب را باز میکند، اما صنعت خود باید کالای خوب داشته باشد تا وارد شود.





